فه رشه لکستان
 
چو ایران نباشد تن من مباد ---فه رشه کلمه ای لکی به معنای پرتو-درخشش

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر

 

 

-بابا-طاهر-کجاست-۱۳۷۸۲۴۲۸۷۱

 

مهدی زینی/ کشکان: بابا طاهر لک از شعرا وعرفای معروف دوران سلجوقیان است . وی در اواسط قرن پنجم ه.ق می زیسته و از ساکنان جبال ایران است که تاثیر وی در عرفان و تصوف اسلامی مشهود است. در مورد زمان و مکان دقیق تولد این عارف و شاعر لک زبان وحدت گفتاری وجود ندارد.این امر به واسطه ی عزلت نشینی و زندگی درویشانه ی این شخصیت بزرگ لک زبان است . آنچه مسلم است در شهر همدان در گذشته ودر همان شهر دفن گردیده است .

قدیمیترین اثر مکتوبی که از این پیر ذکری به میان آورده است ، کتاب...


برچسب‌ها: شاعران و ناموران لک, عرفان, میراث, ناموران لک, ادبیات لکی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

منبع: سایت کشکان

۲۰۱۰۰۸۲۱۱۵

چکیده:
مردمان لک زبان برای عبارت فارسی پیشگویی عمومن از واژه ی نوخت* استفاده می کنند که این واژه اغلب بار منفی پیشگویی را در بر دارد.از نوختهای مشهور می توان نوخت خان الماس را نام برد .بر خی از این نوختها توسط شاخوشین عارف لک زبان بیان شده است که درویش اجاق آنها را به نظم روایت نموده است. در این گفتار به برخی از این «نوختها »می پردازیم.
واژگان کلیدی: نوخت – شاخوشین – درویش اجاق _قوم لک_خان الماس_پیشگویی
مقدمه:
این نوشتار برآن است به موضوعی در احوال قوم لک بپردازد که تاکنون در مورد آن کمتر گفته شده، در حالیکه از اقبال بالایی در میان مردم لک برخوردار بوده است و اکنون نیز مورد توجه می باشد. در این دنیای ناشناخته که احاطه بر چند و چون وجودی اش بر عقل بشری گران می آید ،بلکه در اغلب موارد ناممکن می نماید و انسان تشنه شناخت را در خماری فرو می برد، هر از چندی کسانی بوده اند که دم از پیشگویی حوادثی در آینده زده ،که برای بشر جوینده ی حقیقت جالب و توجه برانگیز بوده است .قوم لک نیز از این موضوع مستثنی نبوده ، بلکه در موضوع پیشگویی ها دارای ویژگیهای ممتازی می باشد. جالب آنکه در میان قوم لک پیشگویان، زبان شعری را برای بیان آینده نگری خود برگزیده اند؛ زیرا زبانحال مردمان این دیار شعر و ترانه بوده و شعر در همه ی لحظات زندگی مردمان لک زبان حضوری برجسته داشته است.

پیشگویی چیست؟
پیشگویی در معنای لغوی یعنی از پیش گفتن. یعنی اتفاقات را قبل از وقوع گفتن. اختلاف این کلمه با پیش بینی ناچیز است و اغلب مترادف هم بکار میروند. اما پیش بینی بیشتر برای وقایع عمومی تر ، و پیشگویی بیشتر برای وقایع با مقیاس بزرگتر و مهمتر بکار میروند.
در زمانهای قدیم پیشگویی اغلب با علم اخترشناسی عجین شده بود و اکثر پیشگویان منجم نیز بوده اند. یا برعکس آن ، اکثر منجمان پیشگو بوده اند.
یعنی زمانی که قرار است این پروژه نتیجه بدهد، شرایط چگونه است، چه موانعی برای تحقق هدف وجود دارد و ما باید چه کارهایی انجام دهیم
پیشگویی در میان قوم لک:
اصولا ستاره شناسی و پیشگویی از آغاز تمدن بشر با زندگانی مردم همراه بوده است زیرا انسان ناکام و فانی از کهن ترین روزگار تاریخ در تکاپوی آنست که در تلخیهای زندگی اش پنجره ای به آینده بگشاید و سرنوشت خود را مشاهده کند.
همانطور که همه ی انسانها کنجکاوند که آینده اشان...

 



برچسب‌ها: فرهنگ و هنر, ناموران لک

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

چه اهمیتی می دهند به کپی غارهای نقاشی شده اشان

آنگه چه کنند برای اصل غار ها

و اما

         مـــــــــــــــــــا چه کردیم برای

                        مــــــــــــــــــــــــــــــــــیرملاس؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

چیه هونه کز سیره مه کین دا؟ روژگار نمه تونی کزت بوینی .کزی تو شایمونی ای ایمه مه سینی

هیز گر سایرت بایجه ر سرمون .ایمرو روژ تونه هونه دسه ر زونی نه نیش!

هیز گر روژت وه شایی،هیز گر دیارته خیر،هیز گر تا دونیا وه کلنگیت هی گرن

چرا اینچنین اندوهناک و نگرانی مادر؟ روزگار جسارت آنرا ندارد ترا اندوهگین ببیند. اندوه تو شادی ما را می رباید

برخیز !سایبان ما شو. امروز روز توست . چنین دست به زانو منشین!

برخیز!روزت مبارک . برخیز خوشا به چنین دیداری،برخیز! تا دنیا به عظمتت برخیزد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

نگذاریم طبیعت ما اینچنین شود

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

 

 

تصویری بازسازی شده از کاخ های آشوربانیپال توسط آستین هنری لایارد

دو نقطه باستانی که اخیرا توسط گروه دولت اسلامی ویران شدند، حدود دو هزار و پانصد سال زیر خاک مدفون بوده و ۱۷۰ سال پیش اولین کاوش های باستان شناسی سرآغازی شد برای کشف گنج های نهفته در این نقاط.

شاید بتوان گفت که آن کاوش ها راه را برای نابودی آثار به جا مانده در این نقاط باستانی توسط گروه داعش هموار ساخت ولی در عین حال باعث شد که بخشی از غنای یک تمدن فراموش شده حفظ شوند.

در روزهای کم نور نوامبر ۱۸۷۲ مردی به نام جورج اسمیت در یکی از اتاق های کار موزه بریتانیا در شهر لندن روی یک لوح سفالی تحقیق می کرد. هزاران قطعه از آنها چندی پیش در یک حفاری در شمال عراق...


برچسب‌ها: تاریخ

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

 

داستان این عکس چیست؟

در ادامه بخوانید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

منبع:هفته نامه سیمره

 بعد از ماه سي، نوروزماه، اولين ماه بهار طبق گاه‌شمار محلي فرا مي‌رسيد. نوروزماه كه مي‌آمد، پيام رويش علف‌هاي نورسته در سرزمين‌هاي گرم را با خود مي‌آورد. ميل دست‌يابي به علف‌زاراني در دوردست، زنگ كوچ را به صدا درمي‌آورد تا از قرارگاه‌هاي زمستاني، «بنه‌كنان» كنند و همه‌ي هستي خود را برچينند و بردارند و با خود به آن‌جا ببرند كه ديگر خبري از تلخي و سختي و سياهي و زمستان نبود. در نوروزماه، آدم‌ها كم‌كم از اجاق‌هاي آتش فاصله مي‌گرفتند. اعتقاد داشتند...


برچسب‌ها: فرهنگ و هنر, ناموران لک

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

نوروز در تاجیکستان بیش از آن که یک سنت مردمی باشد یک جشن رسمی است. لااقل در چشم من این طور می‌نماید. جنبه‌های رسمی و تشریفاتی آن امروزها بیشتر از ویژگی‌های سنتی و کهن آن جلوه می‌کند.

در مراسم نوروزی تاجیکان تأثیراتی از جشن‌های دیگر رایج در شوروی سابق، چون سال نو مسیحی، همچنان پدیدار است، مانند "بابای دهقان و ملکه نوروز"، دو قهرمان اصلی برنامه‌های نمایشی نوروزی که تقلیدی از "بابای برفی" (دِد موروز یا همان بابا نوئل) و "برفک" (همان اِسنِگوروچکای روسی یا ملکه برف) هستند. یا رسم آتشبازی (firework) که در سال‌های گذشته شهرداری دوشنبه بی‌خبر از لحظه تحویل سال در شب ۲۱ مارس برگزار می کرد، تقلیدی آشکار از شب سال نو میلادی است.

این در حالی است که بسیاری از آیین‌های...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

 

آبدانان در جنوب شرقی استان ایلام بین دو کوه کبیرکوه و دینارکوه واقع شده و به‌علت داشتن چشمه‌های آب گوارا در سال‌های نه چندان دور، آن را «سراب» می‌خوانند که به مرور زمان آبدانان نامیده شد.



آبدانان دارای دو اقلیم متفاوت است، یک اقلیم دشت و نواحی گرمسیری مانند دشت مورموری و آبطاف و یک اقلیم کوهستانی بخش مرکزی با آب و هوای معتدل، وجود آثار زیادی از دوران ساسانی در این شهرستان اهمیت این منطقه در دوران ساسانی را نشان می‌دهد.



فرماندار آبدانان گفت: پارسال، پذیرای 33 هزار نفر در تعطیلات نوروزی بودیم که در مقایسه با سال‌های گذشته، 20 درصد افزایش را نشان می‌دهد و همه‌ی توان خود را بکار می‌گیریم که امسال به بهترین نحو ممکن از مسافران و گردشگران نوروزی پذیرایی کنیم.

«مجید عسگری» با اشاره به این‌که 10 هزار بسته‌ی...


برچسب‌ها: فرهنگ, میراث, آبدانان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

باوه م چوی ارا کرماشون ارا عید جنکمونه رون بسینی .اسکه ماشین نوی یا وه پا مه چیان یا وه چراوا. مون کالمونی داشت وه گه رد وا مه دویا .تالون نوم بیتی ،باوه م تالون بردوی تیه گرد.سه روژ بی نهه توی هر روژ میامه سر آسو و تا آخر کوره ری آبادیمون سیر ه مه کرد. داپیره م وت خدا قضا بایجیه لا  باوه ت نهه ت نمه م چه بی دی وخته سال تحویل بگری، دامیش هه ر چمه ری بی .

چه مم کته ر کلاشه له م، کلک مه  نوکونا دوایته در ،دلم گیریا ،بو آش و روین دون هومسا، قرار اژن سنویمه ،دوی ای داواره له میاتیه در ،هه ر تژگا ایمه وه ول مه ست .دام وت روله بوه نوم ،درته ردات !باوه ت هر جوری بیه وژه مه ره سنی . ای شوه کی ،زویرا چمه ری باوه م بیم، چمه مالا نزوستم هر چوی خاو بردمه سا،وه یه گل ار هیله تالون خلاسیا موره ،وه پا پتی دا مه در، باوه م گونیه سه ر اسب آیشتی را. نیامه دو . باوه م  دامیه ر باوش آوردمیه مالا. شاوال جافی وه گرد جفتی کلاش نو ارون سنویمی وه گرد چای قصری و قن و نخه و کشمش و نقل ،کراسی ارا دام و لچکی ارا داپیره م . سال تحویل گرت .کلاش نو و شاوال جافی سفید وژمه پایره دامه دریره، بو آش مال ایمیه یش هیز گرت. آیمه ل داونو ده ر بیه گال و راو و عید نو بمارکی . ار سوزله کانی وه ر مال بری قاوانونه مه کرد.  دیار بگ بنیا گرونی نیاتی. منو ای هواری ره وه پنج تیریکا داشت مه هه ت. هر ایسکه دی نشادونه منیاوا و تیرونه مایشتونه. اوسا لطیف وه دارو دسه و موی کشو وساز دولا هتنه جا.

برگردان :

پدرم برای خرید لباس و وسایل عید به کرمانشاه رفته بود. آن زمان که ماشین نبودیا پیاده و یا با چهارپایان سفر می کردند.مادیان کالی داشتیم که همپای باد میدوید نامش تالان بود.پدرم آنرا با خود برده بود و سه روز می گذشت که هنوز خبری از آنها نبود هر روز به بلندی تپه ی مشرف می شتافتم و دور سو را می نگریستم . مادربزرگ گفت خدا بد نیارد! چرا اینقدر دیر آمد نزدیک سال تحویل است،مادر هم چشم به راه نشسته بود.چشمم به کفش هایم که انگشتم از نوک آن بیرون بود افتاد، دلم گرفت . بوی برنج همسایه با روغن دان مرا به هوس انداخته بود دود پخت غذا از همه ی سیاه چادر ها بالا می آمد الا اجاق ما که تنها آتش آن می سوخت.مادر گفت : فرزند دردت به جانم! بیا تو ،پدر هر طور شده خود را می رساند. ازصبح زود بیدار شده بودم و چشم به راه پدر، به داخل رفتم و ندانستم چه طوری خواب مرا درربوده بود که ناگهان با شیهه ی تالان از خواب پریدم با پای برهنه بیرون دویدم و با دیدن پدر که گونی را از اسب پایین می آورد شادمان شدم و به سویش دویدم و خود را در آغوشش انداختم . مرا به داخل سیاه چادر آورد . شلوار جافی و یک جفت کفش محلی برایم خریده بود به همراه نخود و کشمش و و نقل و پیراهن قصری برای مادر  و چای قصری و لچکی(سربند) برای مادر بزرگ . سال تحویل گرفت و من با شلوار جافی و کفش های نو از سیاه جادر بیرون زدم . بوی آش خانه ی ما هم به مشام می رسید همهمه ی اهالی بلند شد و از خانه ها بیرون زدند شروع به تبریک گفتن به همدیگر و مصافحه نمودند . در سبزه زار جلوی سیاه چادرها گروهی به بازی محلی قاوان مشغول بودند و« دیار بگ »آوازمحلی گورانی سر داده بود و «منو» با تفنگ پنج تیرش از پایین به سمت ما می آمد الان بود که مسابقه ی تیر به هدف نشاندن آغاز شود.

اوستا لطیف و دسته اش با کمانچه و ساز و دهل از راه رسیدند.

عکس : عروسی قشقایی ها ...

 

*جنک: با کسر ج و ن به معنای پوشاک

*کلاش: نوعی گیوه ی محلی

*قاوان: نوعی بازی دسته جمعی محلی

لچک: سربند قدیمی زنان لک

*به علت کمبود برنج و اینکه در سال خیلی کم مصرف می شد زمان عید پخت آن با روغن دان بسیار دلچسب بود و آنرا آش می گفتند.

* موی کش: کمانچه

 


برچسب‌ها: ادبیات لکی, رسوم, فرهنگ
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

نـــــــــــــــــــــــــــــــــوروز

 

          بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

 

                  هـــــــــــــــــــــــــــــــــمــه ی

 

                                لـــــــــــــــــــک زبـانان دنیا

                                           خــــجسته بــــــــــــــــــاد


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ توسط تاویر
 

 

خون پر طراوت بهار قرن‌هاست که در رگ‌های ادبیات ایران جار ی است.

شاعران و نویسندگان از رودکی تا امروز، همواره با بهار نرد عشق باخته‌اند. از یک سو چشم در چشم پدیده‌های بهاری تصویرهای هنری آفریده‌اند و از سوی دیگر بهارانه‌ها را به یاری تمثیل‌های شاعرانه به ابزاری برای دستیابی به آزادی تبدیل کرده‌اند، تا آن‌جا که معنای دوم پنهان آن در روزگار ما منظور اصلی شاعران و نویسندگان شده است.

در جستجوی تصویرها و پیام‌های بهاری نگاهی گذرا به سیزده قرن ادبیات ایران می‌افکنیم و در بهارانه‌ها خیره می‌شویم که بدیلی جز خودشان ندارند.

از رودکی سمرقندی آغاز می‌کنیم که به درستی پدر شعر فارسی نام گرفته است.

رودکی همان شاعر نغمه‌سرائی است که با نفوذ کلام، ابو نصر سامانی را که حاضر نبود به بخارا بازگردد به بازگشتی شتابنده برانگیخت. این چکامه...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ توسط تاویر

 

بابا طاهر لكزي

 

رضا حسنوند «شوريده لرستاني» الشتر لرستان

نميدانم اولين نفري كه بابا طاهر را لر دانست كه بود و چرا اين گناه نسنجيده را به گردن گرفت؟ و اين گناه در نوع خود جالب است زيرا يكي آنكه لك ها را لر دانست  در صورتي كه اينگونه نيست  و همان قدر لرها  و لكها داراي تمايزند كه كردها با تركها، و ديگر آنكه باعث شد تا، كسي ديگرهرگز در فكرتحقيق و شرح و بيان  اين به اصطلاح فهلويات نباشد و هماره در هاله اي از ابهام بمانند. براين  انتساب زباني افراد، لازمه اش آن است كه  به يقين بدانيم كه  مباحث و قوانين آن گويش و زبان بر چه منوالي است آنگاه قضاوت كنيم.

سالهاست كه ادباي ما شعر شاعراني را كه در گستره زباني فارسي قابل فهم نيست فهلويات مي نامند . ولي هنوز كسي بر نيامده و بگويد اي بابا ديگرذكر تنهاي كلمه فهلويات دردي را دوا نمي كند بلكه بايد دنبال آن بود كه معاني اين اشعار استخراج شود و ريشه زباني و گويشي آنها مشخص شود.

يكي از اين قربانيان هميشه تاريخ ادب فارسي بابا طاهر عريان همداني نشين است. و او نيز مانند بسياري از شاعران ما كه زادگاهشان شهري و زيستگاهشان شهر ديگر بوده است به همداني شهرت يافته است و اساسا زادگاهش يكي از شهرهاي لك زبان ـ الشتر ، كوهدشت يا نورآباد ـ بوده است ولي در طول تاريخ ادب پارسي چه دخل و تصرفاتي كه در ديوانش نشده است. در ديوانهايي كه از بابا طاهر بجا مانده است ابياتي به چشم مي خورد كه هيچ سنخيتي با ديگر ابيات ندارد و اين بدان معناست كه ابيات الحاقي در ميان ديگر ابيات بابا طاهر بسيار است و مگر اهل ذوقي اين بيگانگي را حس كند و تشخيص دهد و نگاهي به ابياتي كه مرحوم مينوي در يكي از كتابخانه هاي تركيه  ياد داشت كرده است فخامت و نژاده بودن ابيات بابا را مشخص مي كند.

ممكن است اهل ذوقي بپرسد كه برهان اين كه بابا لك زبان بوده است چيست؟

بله ، بسيار درست،اصولا در جواب اين سوال يا بايد به تعليقات گذشته در كتب يا دواوين  تكيه كرد يا بر اساس محتويات زباني و ادبي موجود در اثر شاعر حكم كرد. و حال ، ماكه از قسم اول بي نصيبيم و مقصر واقعي اين ابهام ،ادباي ما بوده اند كه در اين مورد تحقيقي به عمل نياورده اند. ولي ديوان موجود يا اشعار موجود خود بهترين ميزان براي قضاوت است.

هنوز هيچ شاعر و نويسنده اي از «لكـ»ـي بودن زبان بابا طاهر


برچسب‌ها: فرهنگ و هنر, ناموران لک

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

 

 صادق سيفي-سيمره‌ي شماره303:‌به گزارش خبرگزاري دانشجو: نماينده‌ي كوهدشت اظهار داشت: «با پي‌گيري صورت‌گرفته در وزارت راه و شهرسازي، پيشنهاد احداث راه‌آهن خرم‌آباد- كوهدشت- ايلام مورد موافقت قرار گرفته و در حال حاضر نيز درخواست صدور ماده‌ي 215 اين طرح توسط وزير راه به معاونت برنامه‌ريزي رئيس‌جمهور ارايه شده است.»
 بر پايه‌ي اين گزارش: امضاي نمايندگان استان‌هاي لرستان، كرمانشاه و ايلام نيز در خصوص ضرورت اين خط اخذ شده است.


1- در حالي كه پذيرش ضرورت اجراي اين طرح از سوي وزارت راه و شهرسازي حركتي درخور تقدير است اما اين تنها گام نخستين در تحقق هدف است و بر اساس روال معمول، طي كردن مسير در مرحله‌هاي بعدي كار، تا رسيدن به فرايند اجرا، نيازمند تلاش زنجيره‌اي قوي از افراد اثرگذار است كه تا به سامان‌شدن كار، آن را پي‌گيري كنند.
2- چنين طرحي پيش از آن‌كه يك طرح منطقه‌اي باشد، زيربنايي ملي است كه مي‌توان آن را در قالب يك كريدور فرامرزي نيز ارزيابي كرد. بنابراين نبايد با نگاهي تقليل‌گرايانه، از كنار بعد ملي و فراملي آن با سكوت گذشت. بر اين پايه، به نظر مي‌رسد در جمع‌بندي گستره‌ي سرزميني طرح، حلقه‌ي مفقوده اما بسيار مهم اصفهان ناديده انگاشته شده در حالي كه اصفهان يك پايه‌ي اصلي مسئله و از ضرورت‌هاي اجراي طرح است.
در حقيقت، در اين زمينه به نقش مقوله‌ي «پيوند»‌ها در تعامل‌هاي سرزميني و افزايش قدرت شبكه كه در برنامه‌هاي آمايش سرزمين نقش بسيار تعيين‌كننده دارند توجه كافي نشده است.
در واقع، راه‌آهن، وسيله‌ي حمل‌ونقل انبوه است و توجيه ساخت آن بستگي زيادي به وجود مسافر و كالاي انبوه به عنوان خوراك اين راه دارد. بدين ترتيب، در حالي كه خط‌آهن اصفهان از طريق اليگودرز به دورود مي رسد و راه‌آهن سراسري در پروژه‌ي‌ دورود- خرم‌آباد- انديمشك، به خرم‌آباد وصل مي‌شود. به طور طبيعي، اصفهان از اين طريق به ايلام و درگام بعدي به عراق متصل خواهد شد؛ اصفهان منطقه‌اي صنعتي با حجم بالاي كالاهاي صادراتي، پتانسيل بزرگي است كه ورود آن به مسئله، توان توجيه قدرت چانه‌زني براي اجراي اين طرح را به ميزان قابل توجهي افزايش خواهد داد؛ اصفهان دومين شهر صنعتي ايران و پنجمين شهر صنعتي خاورميانه است كه با توليد پرحجم، پيوسته به دنبال دسترسي آسان‌تر به بازار به‌ويژه بازارهاي برون‌مرزي است. و خط ‌آهن خرم‌آباد- كوهدشت- ايلام،  در عمل با اتصال اين قطب صنعتي و حتا بخشي از شرق كشور به ايلام و سپس عراق مي‌تواند منطق ضرورت احداث اين راه را قوي‌تر كند.
مقايسه‌ي ماتريس‌هاي فاصله‌ و زمان در وضع موجود با ماتريس‌هاي قرينه در صورت اجرايي شدن اين طرح، بيان‌گر كاهش فاصله‌هاي زماني و مكاني در حدي قابل توجه و به تَبَع آن، صرفه‌هاي بسيار در سوخت، وقت، هزينه‌هاي حمل‌ونقل يعني هزينه‌هاي (تن- كيلومتر) و (نفر- كيلومتر) در يك راه ميان‌بُر است كه به علت كاهش اصطكاك مسافت و هزينه‌هاي پايين ساخت و بهره‌برداري پس از ساخت آن، پي‌گيري طرح را هم از نظر فني هم از جهت اقتصادي با توجيه بالا همراه مي‌كند.
(و اين واقعتيي رياضي است كه در ساخت ديگر راه‌هاي استان از جمله پروژه‌ي راه‌آهن خرم‌آباد- انديمشك هم بايد مورد توجه قرار گيرد چرا كه هرگونه افزايش مسير به معناي افزايش هزينه‌هاي ساخت و نگه‌داري در طرف سرمايه‌گذار؛ و فزون‌گيري هزينه‌هاي (تن- كيلومتر) و (نفر- كيلومتر) به همراه اتلاف وقت در طرف بهره‌بردار است كه مي‌تواند توجيه پروژه‌ را با چالش روبه‌رو كند).
3- تجربه نشان داده است كه اصفهاني‌ها در اجراي پروژه‌هايي كه به نحوي با منطقه‌شان ارتباط دارد بسيار پرقدرت و اثرگذار عمل مي‌كنند كه نمونه‌ي آن احداث راه‌ اصفهان- ياسوج براي دسترسي سريع‌تر به جنوب كشور با حفر ده‌ها كيلومتر تونل در بخش‌هاي سخت‌سر زاگرس و در قلب «دنا»، هم‌چنين راه‌آهن شهر كرد- اهواز با عبور از زردكوه، با همين هدف است.
بنابراين، افزون بر نمايندگان لرستان، كرمانشاه و ايلام، بايد با تدابير و هماهنگي لازم، نمايندگان اصفهان نيز در انجام كار مشاركت جدي داده شوند.
4- به نظر كارشناسان حمل‌ونقل، مزيت مهم استان لرستان از نظر سرزميني، موقعيت مكاني آن است كه گواه آن، وجود كريدور آسيايي و خط آهن سراسري است كه بخش‌هايي از آن از اين استان مي‌گذرد. با وجود اين، بخش مهمي از اين مزيت در اتصال شرق به غرب براي شكل‌گيري كاركردهاي جديد در سطح ملي و ارتباط فراملي تاكنون مورد توجه عملي قرار نگرفته است كه در صورت اجرايي شدن طرح پيشنهادي، اين بي‌توجهي جبران خواهد شد.
شبكه‌هاي ريلي، جاده‌اي و هوايي، زيربناهاي بي‌بديل و مادر توسعه‌ي هر منطقه هستند چرا كه اين زيربناها مي‌توانند حركت و تنوع‌هاي كاركردي را جايگزين انزوا، سكون و رخوت در يك منطقه كنند؛ با وصف اين، در نگاهي كلان و ملي به مسئله، موضوع از اهميتي بسيار فراتر برخوردار مي‌َشود آن‌گونه كه يك كارشناسي حمل‌ونقل در تشريح آن مي‌گويد: پژوهش‌هاي تاريخي به ما آموخته‌اند: كشورهايي كه به دليل  سازگاري طبيعت، با روشن‌بيني و دورنگري مديران سياسي، با سرمايه‌گذاري‌هاي كلان و پذيرش سختي‌هاي فراوان، شبكه‌ي ارتباطي خود را بهبود و گسترش داده‌اند، توانسته‌اند از طريق ايجاد ارتباط و تسهيل ‌تعامل‌هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي بين همه‌ي سرزمين، در طول تاريخ، يك‌پارچه و مستقل بمانند و يا حتا قلمرو سياسي و اقتصادي خود را گسترش دهند.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

 

 منبع: کوهدشت نیوز

 

اشاره : به روال معمول همه علاقمندان ودوست داران مرحوم آیت الله مروجی که هر از گاهی با اغتنام فرصت از سایه سار لطف و معنویتش بهره می بردند، به منزل محقر وبا صفایشان رفتم، از قبل قصدی برای انجام مصاحبه نداشتم به نیت چند دقیقه مختصر رفتم بعد که فکر مصاحبه به  سرم زد اصلا نمی دانستم این مصاحبه را کی منتشر خواهم کرد،  گرچه مدتها بود مشغول ودر فکر کتاب “کوهدشت شناسی” بودم،یک باره به ذهنم خطور کرد که برای هر کجا که باشد این فرصت به دست آمده را باید قدر دانست.کمتر هم به این اندیشیدم که انتشار این مصاحبه ممکن است به بعد از حیات ایشان موکول شود. مرحوم آیت الله ماشاء ا… مروجی شخصیتی برجسته وبه یاد ماندنی است که مردم کوهدشت به ویژه کوهدشت سالهاست با چهره  و نام او آشنا هستند، نیم قرن در کوهدشت عمر گذرانید ومدتی در خرم آباد. از نزدیکان و افراد مورد وثوق مرحوم آیت الله آقا روح الله کمالوند(ره)بود. سرد و گرم کوهدشت را در بیش از پنجاه سال  تجربه کرد، و تا بود در دلهای مردم جا داشت واز آن پس که رحل اقامت در جهان دیگر افکند وبه دیار معبود شتافت یاد و خاطره اش  در دلها ماندگار است.  در این گفت گوی ساده و صمیمی کلام او به ویژه خاطرات واطلاعات صادقانه و دقیق او شنیدنی و آموختنی بود.در۲۴/۱/۸۰  مصادف با ۱۸ محرم ۱۴۲۲خدمتشان رسیدم و ساعتی را مهمان اتاق کوچک و روح بزرگ و حرفهای گرم و ساده و صمیمی او شدم .گفته ها و خاطراتش را نقل کرد  و حرفهای ناگفته دیگر را از چهره اش می شد خواند.  تاخیر در انتشارکتاب “کوهدشت شناسی” وتردید هایی که برای تداوم کار آن داشته و دارم انتشار  این مصاحبه را آنقدر به تعویق انداخت تا اینکه اینک در چهارمین سالگردش در این مجموعه  تقدیم علاقمندان  می شود .

1421529007_2015-01-17_130751

*از اینکه فرصتی پیش آمد و پذیرفتید که به برخی پرسش ها پاسخ بفرمایید بسیار ممنون هستم . لازم میدانم انگیزه خودم را از این مزاحمت عرض نمایم ؛ توجه به اینکه تاریخ کوهدشت


برچسب‌ها: کوهدشت

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

ناکوم کشتن گه نه و ئورنمه گیره رهی

موشینون بشر حق دیری ،دوریس ؛کومین بشر؟بشر گه ای هورنیشن(غرب) مه ژِی ،تنیا خوین هومیه گه رنگینه؟ انی آیله ل ناولق عراق چه؟ژنه ل بی دره تون سوریه چه؟خوین هومه ار خوین مه ردم کوبانی دیری؟وتتون ار ای گه ل بی سامونه دوریس کینون مردم بی پلامار هورآمان نومین(خاورمیانه)موشکنینونه یه ک؟نزونستتون ای آگره که بلوزتون کردیه دویه مه چوتیه چم وژتون ؟هنی سر جاله ل بی دسه لات عراقونه موریاوا ار کو بینون؟ ئه روژه گه دالکه ل جرگ سزیا ی «کوبانی»لره له رون بی ،آیله ل سرابریا سنجار ای نوم خوین وژون لنگ لخه ونه مه کرد،گه ل شیعه عراق وه آگرنایانی برّی بی مزه گ مه ستن،«اولاند»ارا باله نوم بال پایه برزه ل جهان ای خیاوان نه هت و محکوم نکردی؟

ناکوم کوشتن«ترور» هر انسونی ننگه و انسونی نیه ،ایمه کول باید ناکوم کوشتن ایر نگریم و گه ن بزونیم  ،چه ای فرانسه بو چه ای عراق چه ای نیجریه چه ای سوریه یا هر جای ای جهانه

اما جهان باید ای ریاری ناکوم کوشتن کول آیمه ل وه یه چمه آ سیر بکی و ارا نابودی ناکوم کوشه ل تلاش بکن

بــــــــــــــــــــــــــــــــــرگــــــــــــــــــــــــــــــــــردان:

ترور محکوم است و پذیرفته نیست

می گویید بشر حق دارد ،آری !اما کدام بشر ؟ همان بشری که در غرب زندگی می کند؟ تنها خون شما خوش رنگ و برتر است؟ پس کودکان نونهال عراق چه؟ زنان بی پناه سوریه چه؟ آیا خون شما بر خون مردم کوبانی برتری دارد؟ پنداشتید اگر این گروه  بی همه چیز را بر پا نمایید مردم بی پناه خاورمیانه را به جان هم می اندازید؟ندانستید که برافروختن این آتش شعله ور دودی می شود در چشمان خودتان؟ آن هنگام که سر جوانان بی دفاع عراقی از تن جدا می شد کجا بودید و آن روز که مادران دلسوخته ی کوبانی مویه کنان می گریستند،کودکان سرجدای سنجاری در خون خود می غلطیدند ،مردم شیعه ی عراق در آتش نادانی گروهی بی مغز می سوختند چرا «فرانسوا اولاند »بازو در بازوی مقامات کشورهای جهان به خیابان نیامد و محکوم نکرد؟

ترور هر انسان ننگ است و بدور از انسانیت،همه ی ما باید ترور را نپذیریم و محکوم نماییم،چه در فرانسه چه در عراق چه در نیجریه و چه در سوریه و یا هرکجای جهان  باشد

اما جهان در برابر مسئله ترور نباید دوگانه عمل نماید و برای نابودی آن به تلاش برخیزد

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

 

 

اگر قصد ازدواج و انتخاب همسر دارید مراقب این تله های فریبنده باشید.

به گزارش سیمرغ، انتخاب همسر مناسب مهم‌ترین انتخاب زندگی است و یك اشتباه كوچك در این انتخاب می‌تواند بهشت رویاها را به جهنم تبدیل كند و جالب اینجاست كه اكثر مردم درست زمانی كه فكر می‌كنند كه بهترین تصمیم را گرفته‌اند مرتكب بزرگ‌ترین اشتباهشان می‌شوند.

بنابراین اگر می‌خواهید شریك زندگی‌تان را انتخاب كنید مراقب باشید كه از حول حلیم با سر توی دیگ حلیم نیافتید و پایتان توی یكی از ده‌ها تله‌ای كه در مرحله انتخاب ممكن است پیش پایتان پهن شده باشد گیر نكنید.

تله اول : زیبایی
شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می‌شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب انتخابی بیشتر از حد معقول باشد، دردسرها شروع می‌شود. بهتر است قبل از این که کسی را به عنوان همسر انتخاب کنید، اولویت‌هایتان را مشخص کنید : با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می‌دانستید؟ در این صورت می‌توانید فكر كنید كه او همسر مناسبی برای شما خواهد بود.

تله دوم : موقعیت اجتماعی
موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال اشتباه در انتخاب همسر را به شدت بالا می‌برد. عناوین و موقعیت‌های چشمگیر



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

 منبع:فرارو

در ﺳﺎﻋﺖ 12:45 ﻇﻬﺮ روز ﺷﻨﺒﻪ 20 دﯾﻤﺎه ﺳﺎل شصت و پنج،  68 داﻧﺶ آﻣﻮز ﻣﺪارس ﺷﻬﯿﺪ ﻓﯿﺎض ﺑﺨﺶ و اﻣﺎم ﺣﺴـﻦ ﻣﺠﺘﺒـﯽ (ع) ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﺑﺮوﺟﺮد، ﺑﺮ اﺛﺮ ﻣﻮﺷﮏ ﺑﺎران عراق، در خاک و خون غلتیدند.

(بشنوید) به یاد تلخ‌ترین روز مدرسه


20 دی ماه 1365 تلخ‌ترین روز مدرسه در تاریخ آموزش و پرورش ایران است؛ روزی که 68 کودک معصوم در آتش خشم و کینه‌جویی رژیم بعثی پرپر شدند.

آن روز دانش‌آموزان نوبت صبح مدرسه ابتدایی تعطیل شده بودند و داشتند از مدرسه خارج می‌شدند و دانش‌آموزان نوبت عصر نیز در حال آمدن به مدرسه بودند.

زنگ مدرسه تازه به صدا در آمده بود و یاران دبستانی با شادی و شعف کودکانه خود به مانند همیشه آماده می‌شدند تا در سر کلاس حضور یابند.

(بشنوید) به یاد تلخ‌ترین روز مدرسه


همه چیز آرام بود که ناگهان صدای آژیرخطر در فضای مدرسه پیچید؛ ترس مبهمی کودکان را در برگرفت و صفوف دانش‌آموزانی که برای رفتن به سر کلاس ایستاده بودند، پراکنده شد.

هنوز صدای آژیر قطع نشده بود که دو موشک هوا به زمین به دو مدرسه شهید فیاض بخش و امام حسن مجتبی (ع) شهرستان بروجرد که در مجاورت هم قرار داشتند، اصابت کرد و دانش‌آموزان در میان دود و غبار غلیظ گم شدند.

مدرسه به صحنه بدن‌های تکه‌تکه شده یاران دبستانی و کیف و کفش بی صاحب بدل شد.

ساعت روی 12:45 مبهوت مانده بود و کودکان در سکوت، دست در دست هم به کلاس درس آسمانی پرواز کرده بودند.


برچسب‌ها: یاد یاران
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

 

هشتمین پلنگ در سال جاری بر اثر برخورد با خودروهای عبوری در جاده پارک ملی گلستان تلف شد تا سهم 27 درصدی این جاده در تلفات این گونه در معرض انقراض، بازهم افزایش یابد.

به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس گزارش های سازمان حفاظت محیط زیست در کشور  درصد بالایی از تلفات وحوش مربوط به تلفات جاده ای است. آمار تامل برانگیزی که حکایت می کند حدود هفتاد درصد تلفات گوشتخواران در بین سال های 86 تا 93 مربوط به تلفات جاده ای بوده است.

بر اساس این آمار 27 درصد تلفات پلنگ ایرانی هم در همین بازه زمانی در جاده ها اتفاق افتاده که 83 درصد آن فقط مربوط به جاده پارک ملی گلستان است. البته این آمار مربوط به روز های گذشته است و حالا که هشتمین پلنگ هم در همین جاده شب گذشته تلف شده بازهم سهم این جاده در قربانی کردن این گونه ارزشمند در معرض انقراض افزایش می یابد.

بر اساس گزارش دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران، شب گذشته نیروهای یگان حفاظت محیط زیست مستقر در محیط بانی دش، حین گشت زنی در محدوده چشمه جان لر روبروی پیچ سلیمان کشته با لاشه یک پلنگ مواجه شدند که بررسی ها نشان  داد این پلنگ پس از برخورد با خودروهای عبوری و به شدت از ناحیه پاهای عقب و زیر فک آسیب دیده است.

 این پلنگ پس از تصادف با خودرو با وجود  آسیب دیدگی شدید هنوز زنده بوده و خود را تا فاصله حدود ۳۰۰ متری از جاده کشانده، اما به دلیل شدت جراحات تلف شده است.

جنس این پلنگ ماده و سن آن سه سال تشخیص داده شده و در حال حاضر لاشه آن برای بررسی های بیشتر کارشناسی به اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان انتقال داده شد.

با توجه به سهم بالای تلفات جاده ای در کشتار حیات وحش و آسیب جدی به گونه های در خطر انقراض از جمله پلنگ ایرانی و یوزپلنگ آسیایی، چندی پیش به پیشنهاد انجمن یوزپلنگ ایرانی و با حضور سازمان محیط زیست، وزارت راه و شهرسازی و دیگر دستگاهها، کارگروهی برای کنترل اثرات سوء جاده ها شکل گرفت تا راهکارهای جهت شناسایی نقاط حادثه خیز برای حیات وحش در جاده های کشور در نظر گرفته شود و استانداردهای لازم برای ایمن سازی جاده ها برای حیات وحش توسط سازمان حفاظت محیط زیست تدوین و به وزارت راه و شهرسازی تحویل داده شود.

با توجه به اینکه عبور جاده در پارک ملی گلستان همه ساله موجب تلفات تعداد زیادی از گونه های جانوری ارزشمند از جمله پلنگ، بر اثر برخورد با خودروهای عبوری در این جاده می شود اعمال هر چه سریعتر این راهکارها در این جاده تا پیش از اجرای تصمیم نهایی برای خروج جاده آسیایی از قلب این پارک ملی ضروری به نظر می رسد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ توسط تاویر
 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

 

 مقدمه :گرچه بهبود وضعيت بهداشتي اقتصادي اجتماعي تاثير بسزاي دركاهش الودگي به اين انگل داشته است ومختص طبقه خاصي نبوده تمام افراد در فصول سرد سال وبه دنبال تماس هاي نزديك بين افرادي كه بصورت دسته جمعي زندگي مي كنند مثل مدارس و كودكستانها از شخصي به شخص ديگر انتقال مي يابد .

خصوصيات رشك :رشك در واقع تخم شپش يا pediculus مي باشدكه به شكل بيضي وسفيدرنگ وكوچك كه به ساقه مو ودرز لباس مي چسبد هر كدام از اين تخم ها داخل يك كپسول بسيار

چسبناك قرار گرفته وبه فاصله كمي از ريشه مو جاي كه دما و رطوبت مناسب دارد قرار ميگيرند.پس از 7روز شپش ها سر از تخم در مي آورند وطي مراحلي به شپش بالغ تبديل مي شوند .

ممكن است رشك سر با شوره سر اشتباه شود كه وجه تمايز آن در اين است كه شوره سر درواقع بافت مرده پوست مي باشد كه به راحتي از مو جدا ميشود در حالي كه رشك به سختي از مو

جدا ميشود .شپش سر روي پوست سر وموي انسان زندگي و از خون لايه هاي سطحي پوست تغذيه مي كند.

بادام تلخ:با نام علمي prunus  Amygdalus از گياهان تيره گل سرخ متعلق به دو لپه ايهامي باشد كه به دو شكل تلخ وشيرين وجود دارد كه نوع تلخ آن حاوي 50درصد روغن نافرار كه اين روغن

همان اولئات گليسرول ميباشد كه بوي ملايمي دارد ودر الكل واتر نامحلول ودر آب وكلرو فرم قابل حل ميباشدودر اثر هيدروليز (آب)اسيد سياندريك و الدئيد بنزوئيك كه ماده اي سمي است توليد ميكند.

روش كار :به مقدار نياز (50سي سي روغن بادام تلخ و10سي سي آب)را مخلوط و بخوبي تكان مي دهيم سپس مخلوط اماده شده را به نواحي سر وساقه مو ماليده وماساژ مي دهيم تاتمام سطح

پوست سر را بپوشاند . بهتر است محلول را شب استفاده وصبح ضمن شتشو وشانه كردن رشك ها را از موها جدا كنيم. براي اطمينان بيشتر درمان را ميتوان به فاصله 7تا 10 روز بعد تكرار كرد.

مكانيسم احتمالي:اسيد سياندريك موجود در روغن بادام تلخ باعث انحلال پوسته كپسول رشك ونفوذ و مسموميت آن ميگردد.

نتيجه:درمان رشك سر با روغن بادام تلخ به دلايل زير بر ساير درمان هاي رايج موجود در بازار از جمله شامپو ليندان 1درصد وپر مترين 1درصد ارجح است .

1-اين شامپوها تخم انگل را از بين نمي برند

2-عوارض سمي اين شامپوها را ندارد

3-در زنان باردار وشيرده و نوذادان منع مصرف ندارد

4-براحتي در دسترس ومقرون به صرفه تر است .

   تهيه و تنظيم :دكتر روحي


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ توسط تاویر
 

 

به قبرستان گذر کردم کم و بیش                 وه قورسون گذرم کرد کم و بیش

بدیدم قبر دولتمند و درویش                        مه دیمه قور دوله من و دوریش

نه درویش بی کفن در خاک رفته                  نه دوریش بی کفن وه خاک رفته

نه دولتمند برده یک کفن بیش                     نه دوله من بردی یه کفن بیش

    

                                             ***

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم                       وه صحرا سیر بکم صحرا تو بوینم

به دریا بنگرم دریا ته وینم                           وه دریا سیر بکم دریا تو بوینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت                  وه هر جا سیر بکم کوی و در و دشت

نشان از قامت رعنای ته وینم                      نشان ای قامت رعنای تو بوینم

                                             ***

عزیزا کاسه ی چشمم سرایت                     عزیزا کاسه ی چه مم سرایت

میان هر دو چشمم جای پایت                      ای نوم هر دو چمم جای پایت

از آن ترسم که غافل پا نهی تو                      ای یه ترسم گه غافل پا بنی تو

نشینه خار مژگانم به پایت                            بنیشی خار مژگانم وه پایت

    

                                            ***

دلم میل گل باغ تو دیره                            دلم میل گول یاخ تو دیری

درون سینه ام داغ تو دیره                        دروین سینه مه داخ تو دیری

بشم آلاله زاران لاله چینم                       بچمه آلاله زاران لاله چنم

بوینم آلاله هم داغ تو دیره                       موینم آلاله یش داخ تو دیری

                                         ***

بی تو اشکم زمژگان تر آیو                      بی تو اسرم ای بژانگ تره مای

بی تو نخل امیدم نی برآیو                      بی تو نخل امیدم نی بره مای

بی تو در  کنج تنهایی شب و روز              بی تو ای کنج تنیایی شو و روژ

نشینم تا که عمرم بر سر آیو                    منیشم تاگه عمرم وه سر ه مای

                                         ***

خوشا آنان که هر شامان ته وینند             خوشا ئونه گه هر شوان تو بوینه ن

سخن با تو کرند با تو نشینند                   سخن گردت کرن گردت مه نیشه ن

مو که پایم نبی آیم تو وینم                     مه گه پاءم نیه بام و تو بوینم

بشم آنان بوینم که ته وینند                    بچم ئوان بوینم گه تو موینه ن

                                             ****

 تو که می شی به مو چاره بیاموج               تو گه مه چین وه مه چاره بیاموژ

که این تاریک شوانرا چون کنم روج                گه ای تاریک شوه له چوین بکم روژ

گهی واجم که کی این روج آیو                     گلی موشم که کی ای روژه مایا

گهی واجم که هرگز وا نه ای روج                 گلی موشم که هر گس آ نما ی روژ

                                               *****

و....

                

 

 

 


برچسب‌ها: شاعران و ناموران لک, عرفان, میراث, ناموران لک, ادبیات لکی
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

پیچک