X
تبلیغات
فه رشه لکستان

فه رشه لکستان
 
چو ایران نباشد تن من مباد ---فه رشه کلمه ای لکی به معنای پرتو-درخشش

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 توسط تاویر


روابط عمومی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، غزل «مهتاب» سروده امام موسی صدر در سال 1344 را که به همسرش بانو پروین خلیلی تقدیم کرده است، منتشر کرد.

به گزارش ایسنا، این غزل که در دفتر آیت‌الله سید مرتضی مستجابی با این توضیح ذکر شده است که «غزل در بحر خفیف و دارای توشیح متناسب در دو مصرع، از: موسی صدر» در پی می‌آید:

پرده‌ای از پرند س‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍یم‌اندود            ماه بر دوش شام گسترده

روشن و دلکش و خیال‌انگیز        وز نسیم شبانه افسرده

واندر اعماق آشیانه خویش         سر خود مرغ حق فرو برده

یاد بیداری و تلاش و سخن        از خیال زمانه بسپرده

نیمی از شام هجر بگذشته        صحبت غم به جانم آورده

خواب بگریخته ز دیده من           دامن از اشک چشم پر کرده

لیک با رنج جانگداز فراق            روح باز از غمش نیازرده

یاد مهر حیات‌بخش «مه»ام        زنده می‌دارد این تن مرده

لاله حاوی او چراغ شب است       نور بر شام هجر بسپرده

یارب از جور دهر برهانش             تا که برهاند این سراپرده

نکته جالب و شیرین در این غزل این است که حروف اول مصرع‌های اول، نام «پروین خلیلی» را می‌سازند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 توسط تاویر


یک فعال زیست محیطی گفت: پس از عقب‎نشینی ناباورانه و دردناک بلوط زارهای زاگرس، اینک نوبت سمندر لرستانی است که در معرض انقراض قرار گیرد.

حامد نظری در گفت‎وگو‌ با ایسنا، بیان کرد: بعد از مفرغ‎ها، حالا نوبت سمندرهای لرستان است تا از آن سوی مرزها سر درآورند و زینت‎بخش کلکسیون‎های شخصی و باغ‌وحش‎های کشورهای اروپایی، آمریکا، کره جنوبی، چین و ژاپن شوند.

وی اضافه کرد: اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت، از در حال انقراض بودن گونه وحشی و بی‎نظیر سمندر لرستانی خبر داده است. اتحادیه یاد شده، نام سمندر لرستانی را در فهرست صد گونه جانور در حال انقراض قرار داده و از بین رفتن مناطق زندگی، آلودگی و خرید و فروش غیرقانونی، حیات این دوزیست زیبا را به‎طور جدی تهدید می‎کند.

نظری ادامه داد: اولین بار پدر و پسری آلمانی تعدادی از این گونه منحصربه‎فرد را به دلایل نامعلومی به اروپا بردند اما دیری نپایید که از همه‌ نقاط جهان، چشم‎ها به سوی "حاجی باریک آو" رنگارنگ دوخته شد، جانوری دوست داشتنی که تنها زیستگاهش آب‎های سرد آبشاری لرستان و خوزستان در منطقه زاگرس است.

این فعال محیط زیست تصریح کرد: در پی ‌آن سمندرها از خیابان مولوی تهران سر درآوردند. در حالی ‌که خرید و فروش سمندر لرستانی در کشورهای خارجی جز برای مطالعات علمی ممنوع است، اما با دریغ و تأسف فراوان در داخل کشور خرید و فروش آزادانه این گونه نایاب وجود دارد.

وی خاطرنشان کرد: شکارچیان محلی، سمندر لرستانی را که گفته می‎شود فقط حدود هزار عدد از آن باقی مانده است، به بهایی ناچیز به فروش می‎رسانند تا تهرانی‎ها آن را از خیابان‎های سطح شهر، تنها با پرداخت مبلغی ناچیز و تنها برای چند روز، به اسارت آکواریوم و تنگ‎های بلور سفره‎های هفت سین خود در‌آورند.

نظری گفت: خرید و فروش اینترنتی هم بلای جان این خزنده‌ زیبا و بی‌پناه شده است. بازاری به وسعت جهان برای فروش موجودی تنها به طول ۱۴ سانتیمتر. سمندر لرستانی در خارج از کشور تا 900 دلار قیمت‎گذاری شده است. پس از عقب نشینی ناباورانه و دردناک بلوط زارهای زاگرس، اینک نوبت سمندر لرستانی است که در معرض انقراض قرار گیرد.

این محقق خاطرنشان کرد: سرمایه‎های ملی یکی پس از دیگری، علاوه بر بلایای طبیعی، آماج طمع انسانی، بی‎تدبیری و بی‎مسئولیتی شماری از مسئولان و به اصطلاح حافظان محیط زیست شده است.

وی با بیان اینکه نجات سمندر لرستانی در گرو عزم ملی و به‎ویژه همکاری و همدلی مردم لرستان، خوزستان و همه‌ دوستداران و فعالان عرصه‌ محیط زیست و سازمان‌های مردم نهاد(سمن‌ها) است، گفت: اگر امروز به فکر نجات این گونه‌ ارزشمند نباشیم، فردا بسیار دیر خواهد بود و باید نشانی خال‎های زرد و نارنجی و سیاه و سفیدش را از لابه‎لای کتاب‎ها جستجو کنیم و جست‎وخیزهای سحرانگیزش را در رسانه‌های تصویری و دیجیتال پی گرفت و فرزندان ما دیگر هیچ‎گاه، هیچ ‌"مارمولک رنگی" را در کنار آبشاری یا بر روی تخته سنگی نخواهند دید.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 توسط تاویر

منبع:فرارو

این عکس یک زن سوری است که به همراه دو کودک بی پناهش در خیابانهای استانبول آواره شده است.
 
به گزارش العالم، این عکس دیروز (سه شنبه) توسط یک عکاس از خیابانهای استانبول گرفته شده و از سوی خبرگزاری فرانسه منتشر شده است.


خدایا !

این دو کودک چه گناهی کرده اند؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 توسط تاویر



برزوالیاس‌زاده


برزوالیاس‌زاده

 سیمره:

 نص صریح اصل 15 قانون اساسی که در ذیل فصل دوم به آن اشاره شده است، عبارت از:« ‎‎‎‎‎زبان‏ و خط رسمی‏ و مشترک‏ مردم‏ ایران‏ فارسی‏ است‏. اسناد و مکاتبات‏ و متون‏ رسمی‏ و کتب‏ درسی‏ باید با این‏ زبان‏ و خط باشد ولی‏ استفاده ‏از زبان‌های‏ محلی‏ و قومی‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏‌های‏ گروهی‏ و تدریس‏ ادبیات‏آن‌ها در مدارس‏، در کنار زبان‏ فارسی‏ آزاد است.»


در ايران مجموعاً حدود 75 زبان و گويش رواج دارد و بزرگ‌ترين گروه‌هاي زباني ايران را فارسي، لری، تركي آذربايجاني، كردي، لکی، تركمني،گيلكي، مازندراني، خلجي، تالشي، بختياري، عربي، بلوچي، ديلمي، تاتي، ارمني، آشوري، مندايي، گرجي، عبري، كلداني و ... تشكيل مي‌دهند. (ويكي‌پديا، دانش‌نامه‌ی آزاد)
انتشار خبر اجرايي‌كردن آموزش زبان مادري در كنار زبان فارسي...


برچسب‌ها: ادبیات لکی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 توسط تاویر



بی‌پروایی سعدی در روایت صادقانه از گناه، عشق و رسوایی از انتقادهایی است که بر او وارد شده است، اما عبدالحسین زرین‌کوب می‌گوید صراحت لهجه و صدق بیان سعدی به گناه او نیز رنگ اخلاق بخشیده است.

به گزارش ایسنا، در تقویم رسمی کشورمان روز اول اردیبهشت‌ماه به عنوان روز سعدی نام‌گذاری شده است. عبدالحسین زرین‌کوب درباره بیان رسوایی و گناه در شعر سعدی می‌نویسد: «بیان گولی‌ها و رسوایی‌هایی را که در این دنیا با احوال و اطوار انسان آمیخته است بر سعدی عیب گرفته‌اند. گناه سعدی این است که نه بر گناه دیگران پرده می‌افکند و نه ضعف و خطای خود را انکار می‌کند. کدام دلی هست که «در جوانی چنان‌که افتد و دانی» در برابر زیبایی‌ها و دلبری‌های وسوسه‌انگیز خوبان نلرزد و هوس خطا و آرزوی گناه نکند؟ تا جان بوده است و تا جهان هست انسان صید زیبایی و بنده شهوت و گناه است و این لذت و عشرت که زاهدان و ریاکاران و دروغگویان آن را به زبان نه به دل وقاحت و حماقت نام نهاده‌اند سرنوشت ابدی و سرگذشت جاودانی بشریت خواهد بود.

در این صورت آن‌جا که سعدی از عشق و جوانی سخن می‌گوید و...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 توسط تاویر


آبشارهای زیبای ایران


در این مطلب با تقسیم ایران به ۷ منطقه جغرافیایی، آبشارهای شاخص هر منطقه را در شکلی فشرده و موجز معرفی کرده ایم. برای این سفر شهریور ماهی، سعی کرده ایم از میان آبشارها، آنهایی را پیشنهاد کنیم که غیر از زیبایی، بزرگتر، بلندتر و یا پر آب تر از دیگران باشند تا زیبایی و تنوع طبیعت ایران بیشتر پیش چشم آورده شود.

آبشارهای ایران در این سرزمین گرم و خشک گنجینه ای هستند....

ir2348-6-1



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 توسط تاویر


قابل توجه افرادی که پیامک یارانه دریافت نکرده‌اند!


بسیاری از شهروندان گرامی ممکن است پس از وارد کردن اطلاعات در سامانه ثبت نام یارانه، و تایید نهایی اطلاعات، پیامک سامانه رفاهی را دریافت نکرده باشند.
 
به گزارش سیتنا، نرگس نجفی، سخنگوی سازمان هدفمندسازی یارانه ها گفت: متقاضیان دریافت یارانه فاز دوم هدفمندی یارانه ها که ثبت نام خود را انجام داده، اما تاکنون پیامک کد رهگیری را دریافت نکرده اند در روزهای آتی این پیامک را دریافت خواهند کرد.
 
به گفته وی، دریافت پیام ثبت نام با موفقیت انجام شد، به معنای موفقیت در انجام ثبت نام است و متقاضیان نباید نگرانی در خصوص انجام ثبت نام خود داشته باشند.
 
سخنگوی سازمان هدفمندی یارانه ها باتاکید براینکه مشکل ارسال نشدن پیامک ها با همکاری اپراتورها بزودی حل خواهد شد، گفت: حتما برای کسانی که شماره همراهشان درست ثبت شده است پیامک ارسال خواهد شد.
 
نرگس نجفی در پاسخ به این سوال که آیا مشکل از طرف اپراتورهاست یا خیر؟ افزود: همه مشکل به اپراتورها بر نمی گردد بلکه برخی هموطنان نیز در هنگام مراجعه به مراکز و درگاههای ثبت نام با کم دقتی شماره همراه خود را درست وارد نمی کنند و یا اینکه شماره مراکز را ثبت کرده اند که قطعا برای این افراد پیامکی ارسال نخواهد شد.
 
وی افزود: کسانی که این پیام را ندیده اند می توانند در روزهای ۳۰ و ۳۱ فروردین به سامانه مجددا مراجعه کنند و چنانچه سامانه بعد از پر کردن مشخصات پیام " شما قبلا ثبت نام کرده اید" داد، به منزله ثبت نام نهایی است.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 توسط تاویر


شایعه شده بود خلبان چاغروند پناهنده شده است


مهر سال ۱۳۵۸، آغاز جنگ تحمیلی


جنگ ایران و عراق شروع شد. غلامرضا همیشه آماده باش بود و خانمش در خانه تنها می‌ماند. به همین دلیل تازه عروس را به خرم آباد فرستاد و قرار براین شد


که هر روز ما را از حال خودش با خبر کند. در آن زمان من در یکی از بیمارستان‌های تهران با همسرم آقای سیاهپوش در تهران بستری بودم. یک شب در خواب دیدم هلی‌کوپتر غلامرضا زمین خورد، چنان در خواب جیغ کشیدم ....


برچسب‌ها: یاران میهن

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط تاویر

منبع : سایت هفته نامه سیمره

بهزاد خالوندی: آهنگ‌هایی مانند «بزران بزران»، «هناسی»، «زنگ زنگ»، «سوزه سوزه»، «بورن بورن سیر کنی»، «مریم مریم»، «اری بالا برز»، «کچکله شیرازی»، «کلنجه زرد»، «ای دوس ار هاتی»، «لرزان لرزانه»، «دسکم بگر» و … مجموعه‌ای بی‌مانند و گران‌بها از آثار معروف و پرطرفداری هستند که با گویش لکی توسط خوانندگان بزرگی مانند «رضا سقایی»، «فرج علی‌پور»، «علی‌رضا نادری»، «بهمن اسکینی» و «ایرج رحمان‌پور» به زیبایی هرچه تمام‌تر اجرا شده‌اند. اما اغلب این قطعات بیش از آن‌که به نام گویش شعری خویش (لکی) در میان عامه معروف شده باشند بیش‌تر به عنوان کارهایی از موسیقی لری شناخته می‌شوند. این‌ها نشانگر این است که «لکی» با وجود پتانسیل‌های زیادی که دارد هنوز نتوانسته در عرصه‌ی موسیقی هویت مستقلی را برای خویش تعریف کند و کارهای موسیقایی خویش را با عنوان اختصاصی خود (لکی) به جامعه پیرامونی‌اش بشناساند. دلیل این موضوع را باید در مسایل مختلفی در عرصه‌ی موسیقی دانست که همگی دست به دست هم داده‌اند تا این آثار با هویت موسیقایی لکی در ایران شناخته نشوند.
گویش «لکی» در حوزه‌ی ترانه توانسته تا حدودی به عرض اندام بپردازد و ما شاهد اجرای کارهای موسیقایی درخشان کلاسیک و جدیدی با بهره‌گیری از اشعار لکی بوده‌ایم. فراموش نکنیم که «گویش لکی» (در کنار «گویش هورامی») از غنی‌ترین، بکرترین و قدیمی‌ترین گویش‌های منطقه‌ی زاگرس محسوب می‌شود که به دلیل قابلیت‌های بسیار بالای آن حتا برخی زبان‌شناسان از آن به عنوان یک زبان یاد می‌کنند. بی‌گمان آثار منظومی که بر اساس چنین گویش توانمندی سروده می‌شوند نیز دارای ویژگی‌های بسیار درخشانی خواهند بود و اگر شاعر توانمند باشد می‌تواند ترانه‌هایی بالاتر از سطح متوسط خلق کند. اما برای شکل گرفتن یک موسیقی با یک هویت «قومی» و یا «زبانی» می‌بایست در کنار شعر «ترانه» ما شاهد شکل‌گیری یک سبک موسیقایی (یا حداقل یک لهجه‌ی موسیقایی) متمایز و ویژه نیز باشیم.
کارهایی مانند «بزران بزران»، «سوزه سوزه»، «دسکم بگر»، «مریم مریم»، «لرزان لرزانه»، «کلنجه زرد» و … که از آن یاد کردیم به این دلیل به عنوان «لری» در میان مردم جا‌‌ افتاده‌اند که در چهارچوب موسیقی لرستان و لهجه‌ی موسیقایی آن منطقه تنظیم و اجرا شده‌اند.
زنده‌یاد رضا سقایی هنرمند بی‌همتای لر در زمان فعالیت هنری خویش توانست موسیقی خطه‌ی لرستان را با صدای آسمانی خود به تمامی ایرانیان معرفی کند و همگان را با موسیقی زیبای این منطقه آشنا کند. از آن زمان تاکنون تمامی کارهایی که در آن سبک و لهجه‌ی موسیقایی و به‌خصوص با محوریت کمانچه با لهجه‌ی لری نواخته و اجرا می‌شوند همگی با عنوان کارهای لری شناخته می‌شوند.
این موضوع نشانگر این است که کلام به تنهایی توانایی ایجاد یک موسیقی مختص به یک منطقه را ندارد. در عالم موسیقی همیشه آهنگ‌ساز صاحب اصلی اثر قلمداد می‌شود. حتا کسانی که با بهره‌گیری از موسیقی دیگر مناطق به خلق آثاری دست می‌زنند، باز نمی‌توانند اثر پدید آمده را بومی قلمداد کنند. نمونه‌ی آن قطعات اجرا شده در قالب موسیقی جاز، پاپ و یا رپ است که به‌وفور و با کلام‌های فارسی، کردی، لری و حتا لکی در ایران اجرا شده‌اند و آخرالامر همگی در چهارچوب همان موسیقی مادر قرار داده می‌شوند. البته در حوزه‌ی موسیقی، لک‌ها دستشان خالی نیست و آن‌ها صاحب یک آواز موسیقایی باستانی به نام «مور» هستند. با وجود این که «مور» در دیگر مناطق زاگرس نیز به شکل‌های مختلف متداول است ولی باز این لک‌ها هستند که با اجرای استادانه «مور» این موسیقی را به نام خود ثبت کرده‌اند. حتا کارهایی که با بهره‌گیری از موسیقی «مور» صورت می‌گیرد نیز همگان آن را به این موسیقی نسبت می‌دهند که نمونه‌ی بارز آن کارهایی است که استاد ایرج رحمان‌پور در این عرصه انجام داده است. و یا شهرام ناظری به گفته‌ی خودش برای به تصوی کشیدن سوگ در شاهنامه از موسیقی مور لکی بهره گرفته است.
موسیقی مور می‌تواند سرمایه‌ی بزرگی برای پدید آوردن یک موسیقی با هویت لکی در حوزه‌ی موسیقی دستگاهی و مقامی ایران باشد. هم اکنون در موسیقی لری و کردی توانسته‌اند از همین سازهای متداول در موسیقی سنتی مانند سنتور، کمانچه و عود صدادهی‌های مقامی و محلی بگیرند. حتا در موسیقی هورامی به تازگی از «نی» نیز صدادهی کاملاً شبیه «شمشال» گرفته‌اند و از این ساز کاملاً سنتی در اجرای موسیقی مقامی بهره گرفته‌اند. البته این کار چندان ساده و آسان نیست و همت بسیار والا و دانش موسیقایی بالایی را می‌طلبد. ما جوانان با استعداد زیادی در عرصه‌ی موسیقی داریم و می‌توان دلخوش بود که آن‌ها از عهده‌ی این مهم برآیند.



برچسب‌ها: موسیقی لکی
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط تاویر

نسیم دلفان:

لَکی، گویشی از گویش‌های دیرپای ایرانی


دهخدا دربارۀ لک‌ها می‌نویسد:«لک‌ها در لرستان ساکن و خوش‌هیکل و تنومندند. رنگ آن‌ها گندمی و مویشان سیاه یا خرمایی تیره ‌است»،

در کتاب دایره‌المعارف اسلام نیز آمده:

«در لرستان‌(ایالت کهن لرستان)، برخی کردها‌‌(ایل‌های لک در شمال، و همچنین در میان فئلی[پهله‌ای]‌ها هم، ایل محکی) زندگی می‌کنند».

سرزمین‌های لک‌نشین، شمال و شمال‌غربی لرستان و بخش‌های دلفان، هَرو، الشتر، بسطام، خرم‌آباد، کوهدشت، بخش‌هایی از بروجرد، شرق استان‌های کرمانشاه ، کردستان ، ایلام، جنوب استان همدان و کردستان عراق را در بر می‌گیرد. ریشۀ تباری لک‌ها را نه می‌توان «کرد» دانست و نه «لر».

گروه‌هایی از لک‌ها در گذشته، از سرزمین خود کوچانده شده‌اند. گروهی از آن‌ها ساکن.....


برچسب‌ها: ادبیات لکی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط تاویر


منبع: سایت لکنا


sn_news_2694_f

بایه قوش


کزم نکه چوی بایه قوش،بمین مه سا دیوار خم

بــی سر پنا پر بـــــگرم بنیشم ئـــــه داوار خم

الــــحا مــــــــــکم کاری بکه ،دی طاقتم طاقه ولا

نیل که مه چوین کوگ قفس،مدوم بومه زاوار خم

چــــــمه ریم شو تا سحر،ده نگم منه کوه و کمر

هر و طما یه گر خووشی ،منم ئه ژیرلاوار خم

دلـــــــم بیه سه کو زخال ،شادا نماو حالم چوی حال

محض خدا رحمی بکه ،چوین بورمه سر شاوار خم

دردم گرونه گوش بگر ،گرّون دلم چی تا هزار

گــیونم بـــــیه دشت لپر،نمشنوی هاوار خم؟؟؟…

برگردان فارسی :

* اندوهگینم نکن که مثل جغد در سایه دیوار غم خانه بگیرم، بی خانمان و بی سرپناه پر بگیرم و در چادر سیاه غم بنشینم…

*التماس می کنم کاری بکن ، دیگر طاقتی نمانده برایم …نگذار مانند کبکب در قفس بمانم و همیشه زائر غم و غصه شوم.

* چشم به راهم شب تا سحر ، صدایم سرگردان در کوه و صخره پیچیده است ، در آرزوی یک لحظه خوشی زیر آوار ریخته ی غم مانده ام .

* دلم سراپا مانند زغال سوخته است و جای سالمی ندارد ،حالم دیگر به شادی نمی شود،محض خدا رحم کن چگونه باید شب های بلند غم را سپری کنم؟…

* دردم درد گرانی ست گوش کن ، دمای تبم تا هزار بالا رفته است ،تمام بدنم دشتی شده از جوش و دمل های زخم ، چرا صدای فریاد غم را نمی شنوی ؟؟



برچسب‌ها: ادبیات لکی
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط تاویر



نسیم دلفان - برابر قانون هر ده سال یکبار با توجه به شاخصه های جمعیتی کشور لایحه افزایش تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی توسط دولت و مجلس مورد بررسی قرار میگیرد و نهایتأ در صحن مجلس به رأی گذاشته می شود.

در مجلس هشتم(دوره گذشته) دولت دهم لایحه مربوط به بازنگری تعداد نمایندگان و افزایش آن را به مجلس تقدیم کرد و با وجود این که لایحه در کمیسیون‌های مربوطه مورد بررسی قرار گرفت ولی به دلایلی بررسی و تصویب این لایحه متوقف شد و کار به مجلس نهم و دولت یازدهم کشیده شد.

دو تن از نمایندگان استان در دوره قبلی ، با اختصاص یک نماینده مستقل به شهرستان دلفان مخالفت داشتند.

در دوره گذشته که این بحث مورد توجه قرار گرفت حرف حدیث‌های فراوانی را به دنبال داشت. آن‌چه که شنیده می‌شد این بود که قرار است یک نماینده به استان اضافه شود و این نماینده به مرکز استان و مجزا شدن شهرستان دلفان بیانجامد.

با توجه به این که شهرستان سلسله از نظر شاخصه‌های جمعیتی و جغرافیایی “وسعت سرزمینی” استحقاق یک نماینده مستقل را نداشت، شنیده‌ها حاکی از این بود که قرار است یک نماینده به مرکز استان یعنی خرم‌آباد اضافه شود به این معنی که به جای ۲ نماینده‌، ۳ نماینده داشته باشند، اما سلسله نیز به آن حوزه اضافه شود و در مقابل شهرستان دلفان که استحقاق یک نماینده مجزا را دارد، مستقل شود.


برچسب‌ها: نورآباد

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط تاویر




نسیم دلفان - به گزارش خبرنگار مهر، بخش محروم کاکاوند در شهرستان دلفان با هزار و ۵۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارای چهار دهستان بوده که در شمال غربی استان لرستان و در همسایگی استان کرمانشاه قرار گرفته است.

بسیاری از روستاهای این بخش همچنان از امکانات اولیه زندگی محروم هستند به طوریکه بخش عمده ای از روستاها فاقد آب آشامیدنی بهداشتی، راه دسترسی مناسب و شبکه گاز هستند تا از این بخش به عنوان یکی از محروم ترین بخشهای لرستان و حتی غرب کشور یاد شود.

نبود راه ارتباطی مناسب، خانه های روستایی فرسوده و غیرایمن، مشکل آب شرب، عدم گازرسانی، نبود امکانات فرهنگی، تفریحی و ورزشی از مهمترین مشکلات مردم کاکاوند است تا این مشکلات زمینه مهاجرت بسیاری از ساکنان روستاهای این بخش محروم را به شهرهای اطراف فراهم کند.

بخش محروم با قابلیتهایی نهفته برای توسعه

شغل عمده مردم بخش کاکاوند کشاورزی و دامداری است که از ظرفیت های مهم توسعه منطقه محسوب می شود اما دیم بودن اراضی کشاورزی، سنتی بودن فعالیت های کشاورزی و عدم مهار روان آب ها موجب شده است که از این ظرفیت به نحو مطلوب برای توسعه یافتگی کاکاوند استفاده نشود.

در این بخش رودخانه دائمی “گیزه رود” وجود دارد که  مهار آب....


برچسب‌ها: نورآباد

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط تاویر

شهرداران کوهدشت از آغاز تا کنون


32- آقــــــای حسینی

33- و اکنون آقای مراد کرمی


برچسب‌ها: کوهدشت
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم فروردین 1393 توسط تاویر



با تشکر از برادر اسدلله آزادبخت
منبع : سایت میر ملاس نیوز



برچسب‌ها: یاران میهن, کوهدشت

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم فروردین 1393 توسط تاویر


فرارو- مرتضی واعظ، در داستان های کردی آمده است که چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح شخصی به نام  «کی مورس» (به فارسی کیومرث) از مردم کُرد پیدا شد و از همان ابتدای کار فردی به نام اهریمن با وی به دشمنی برخاست.

کی مورس در کوهستان‌های رواندز (منطقه ای در شمال عراق و نزدیک ایران) با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن و کشتن اهریمن بر ستیغ کوه‌ها و بالای تپه‌ها و گردنه‌ها، برج‌هایی از آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد و هم فرمانی بر بازگشت سپاه از جبهه ها به نزد وی.

سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه کی مورس پایان یافت و آتش ها بر بالای کوه‌ها زبانه کشید و با تابش شعله ها پیروزی حق بر باطل و شکست اهریمن به آگاهی عامه رسید. روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز کنونی بود.

کی مورس فرمان داد نه تنها آن روز بلکه ۹ شبانه روز پس از آن را همراه با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذرانند. بدین ترتیب در مدت برگزاری این مراسم جه‌ژنی ۹ روژ(به فارسی جشن نُه روز) از کوه ‌ها گرفته تا مراکز شهرها را فروغ تابناک آتش همراه با آهنگ پیروزی دربرگرفته و شب تیره را به روز روشن مبدل ساخته بود. از آن هنگام جه‌ژنی نه‌روژ (بعدها جشن نوروز) شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژهٔ آتش بازی برگزار می‌شد.

حسن زیرک در ۱ آذر ۱۳۰۰ در بوکان به دنیا آمد. در پنج‌سالگی پدرش را از دست داد و زندگی را در رنج گذراند. مدتی در عراق زندگی کرد؛ «جلال طالبانی» ) رئیس‌جمهور کنونی عراق)، به طور اتفاقی صدای او را در مسافرخانه ای در عراق شنید و او را به رادیو بغداد برد.


حسن زیرک در رادیو تهران همکار استادانی چون حسین یاحقی، حسن کسایی، جلیل شهناز، جهانگیر ملک، احمد عبادی بود و با ضبط تعداد زیادی از آوازهای مردم کرد، سبب حفظ و نگهداری این آثار فرهنگی از گزند فراموشی شد. حسن زیرک از محبوبیت زیادی میان مردم کُرد برخوردار است و همه ساله در مناسبت‌های فرهنگی کردها، آوازهای وی گوش فراداده می‌شود.
برای شنیدن آهنگ، پس از کلیک اندکی صبر نمایید


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم فروردین 1393 توسط تاویر


مرحوم دکتر باستانی پاریزی را بیشتر باید حقیقت نویس دانست تا تاریخ نویس، او هیچگاه منافع مالی را بر حقایق تاریخی ترجیح نداد و علم را بهترین ثروت و اندوخته خود می دانست.


به گزارش فارس، در روزهای ابتدایی سال 93 استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق شتافت. از این رو سعید تقدیری استاد زبان و ادبیات فارسی در یادداشتی یاد این استاد را گرامی داشته است. او اینگونه نوشت که؛

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز دیگر دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی در میان ما نیست و جامعه علمی برای همیشه از انفاس پربرکت این دانشمند توانا و خوش قریحه محروم مانده است. بزرگ مردی که نظیر او مادر ایّام به خود کم دیده و چه بسا که دیگر روزگار چون اویی نزاید. کسی که فارغ از هرگونه تکبّر و نخوت، به روستایی بودن خود افتخار می کرد و به سبب این تواضع و اخلاق مداری آوازه «پاریز» را تا «پاریس» رساند. او اسطوره کم نظیر تاریخ ایران است، مردی که روز به روز بر توان و توشه علمی خویش می افزود. اگرچه خود می فرمود: «من دیگر ربیع الاول عمرم به جمادی الاخر رسیده» اما حتی بیماری و پیری نتوانست بزرگی او را تضعیف کند و نامش برای همیشه در ذهن تاریخی و فرهنگی مردمان این سرزمین باقی است. به جرأت می توان گفت که باستانی پاریزی یکی از پرکارترین و برجسته ترین استادانی است که دانشگاه تهران و جامعه علمی ایران به خود دیده است.

او از کودکی تا پیری، از دَم تا دُم تاریخ و فرهنگ ایران را بازجسته و آثار و نوشته های ارزشمند او بهترین شاهد برای این مدعاست. فعالیت های علمی او به بیش از هفتاد سال پیش می رسد. در سال 1315 شمسی یعنی حدود ده دوازده سالگی در پاریز روزنامه «باستان» و مجله «ندای پاریز» را منتشر کرد،  سه سال بعد اجازه چاپ اولین کتاب شعر خود را از وزارت فرهنگ وقت سیرجان گرفت و اولین مقاله خود را در 1321 در روزنامه بیداری کرمان به چاپ رساند؛ از آن زمان تا اکنون قریب به هزار و اندی مقاله از وی به چاپ رسیده و کتابهای او بارها و بارها تجدید چاپ شده است.

با این حال او تا چه اندازه خاضعانه می نویسد که: «شک نیست که مقالات من هنوز تا جزء تحقیقات تاریخی درآید فرسنگها فاصله دارد، این ها همه نقل قول دیگران است و خود هنوز اجتهاد و ابداعی ندارم. نقل «قال» است، نه بیان «حال». هنوز فرسنگها فاصله است تا مصداق قول شمس تبریزی شویم که فرمود: «چند از دیگران بازگویی؟ آن چنان باش که از تو بازگویند... صادقانه باید اعتراف کنم که کار من هرگز صد در صد با اصول علمی موافق نبوده است. آخر من که به قول خودم «فارغ التحصیل یونیورسیته چهار کلاسه ابتدایی پاریز» بوده ام –نه پاریس- چگونه می توانم کاری کنم که با «فرهیختگان کلژ دوفرانس» برابری کند؟»

دکتر باستانی بسیار ساده می نوشت. زبانش در عین شیرینی، بسیار نمکین بود. استفاده از نکات نغز تاریخی، ضرب المثل های فراوان و ابیات زیبا، همچنین طنز قوی کلامش، نوشته او را از مکتوبات دیگران ممتاز می نمود. او یک تاریخ شفاهی کامل بود، یک کتابخانه سیّار؛ چنانکه وقتی «جمالزاده» در نامه ای به تاریخ 29 بهمن سال 1349 به وی می نویسد: «شرح مسافرت رومانی را با لذّت وافر (واقعا وافر) در مجله ها خواندم و تعجب کردم که آن همه اطلاعات را از کجا بدست آورده اید. قسمتی از آن ها معلوم است از حافظه است و الّا کتابخانه که با خود همراه نداشتید، واقعا مرحبا گفتم... خداوند به شما سلامتی و آسودگی خیال و مجال و دماغ بدهد که منبع فیض گرانبهایی شده اید و دارید کم کم به هم وطنانتان خیلی چیزها یاد می دهید که در طول قرون کسی به آنها یاد نداده بوده و نهایت ضرورت برای رسیدن به تمدن و معرفت واقعی دارد... خدا به شما چشمی داده که تنها نگاه نمی کند، بلکه می بیند؛ مغزی داده که می فهمد و درمی یابد و هضم می کند و زبان و قلمی داده که آنچه را دریافته و استنباط فرموده اید با زبان بسیار دلپسند و جذّاب و آموزنده و بیدار کننده به مردم می گوید. آیا کاری ازین بهتر در دنیا وجود دارد؟»

دکتر باستانی پاریزی را بیشتر باید حقیقت نویس دانست تا تاریخ نویس، او هیچگاه منافع مالی را بر حقایق تاریخی ترجیح نداد و علم را بهترین ثروت و اندوخته خود می دانست. در جایی می نویسد: «خاطرم هست، وقتی آقای صفوت دبیر ادبیات ما در سیرجان بود (1321 شمسی) و انشایی داده بود که «ثروت بهتر است یا علم؟» من، ضمن آنکه دو سه صفحه مزایای ثروت را برشمرده بودم، در آخر انشاء نوشته بودم: ولی به عقیده من، برای امثال ماها علم خیلی بهتر از ثروت است؛ زیرا آن ثروتی که برای آدمی خوب خواهد بود، هرگز به دست امثال ماها نخواهد افتاد! صفوت گفت: جمله ات مبتدا و خبر ندارد ولی مفهوم دارد.»

روانشاد باستانی پاریزی در شعر و ادب نیز سرآمد بود و مجموعه اشعار خود را در مجموعه ای با عنوان «یاد و یادبود» به چاپ رسانده است:

تأثیر در جهان نکند گرچه بود من               بهتر ز من چه ماند؟ جز «یادبود من»

سعید نفیسی در مقدمه این دفتر می نویسد: «ذوقی که آقای باستانی در اختیار مضمون تازه دارد مانند دیگران وی را به سنگلاخ نکشانده است؛ زیرا بسیاری از جوانان که به زعم خود خواسته اند در سخن سرایی «تجدّد» پیش آورند، از سنن دیرین و بسیار استوار شعر فارسی که قرنها ورزیدگی آن را از هر کاخی پایدارتر کرده است، سرباز زده اند و شاید احیانا برخی از ایشان این درهم شکستگی را از مفاخر خود بدانند اما آقای باستانی پاریزی کاملا پیرو همان سنن مقدّس بزرگان زبان ماست، با همان الفاظ و اوزان و قوافی ایشان تازه ترین اندیشه های جهانی را بیان کرده است و این هنریست که من در یکی دو سه نفر گویندگان معاصر بیشتر نمی بینم.» در اشعار دکتر باستانی پاریزی عشق و علاقه او به موطن خود «پاریز» را می توان احساس کرد، علاوه بر آن نگاه شاعرانه به حاصل عمر و گذشت ایّام رنگ نومیدی به اشعار وی داده است. استفاده از اصطلاحات روز، سادگی و روانی کلمات و آهنگ مناسب کلام، از مختصات و ویژگی های مهم شعر اوست. شعر «یاد آن شب» با مطلع:

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می ریخت       بر سر ما ز در و بام و هوا گل می ریخت

از معروف ترین اشعار باستانی پاریزی است. شعری که «بنان» آن را به یاد «استاد ابوالحسن صبا» در دستگاه دشتی اجرا کرده و مضبوط است.

وی برای سنگ قبر خود نیز شعری سروده و در پایان دفتر شعر خود آورده است:

یک عمر شدیم محو تاریخ و سیَر             وز جمله علل بازگرفتیم خبر

حق بود که علت العلل بود و دگر            باقی همگی عوارض زودگذر

پاریزی اگر قصه بسیار شنفت                 یک قصه نگفت جز که صد قصه نهفت

شب آمد و قصه گو به آرامی خفت           وآنکس که شنید، گفت: دیدی که چه گفت؟

روحش شاد و یادش گرامی.


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم فروردین 1393 توسط تاویر



به گزارش سیمره خبر ،دژ شیخ مکان دره‌شهر در داخل تنگه‌ی شیخ‌مکان در فاصله ۸ کیلومتری شرق دره‌شهر ایلام، واقع است.

 دژ شیخ ماخو

در قسمت غربی تنگه آثاری از یک دژ با نمایی جالب در دل کوه به چشم می‌خورد که به لحاظ مصالح و سبک معماری به‌دوره‌ی ساسانی برمی‌گردد.

 

این دژ مستحکم از سمت غربی به دیواره‌ی کوه تکیه زده و دیواره‌ی شرقی آن با سنگ و گچ تا بالاتر از سطح بام قلعه بنا شده‌ است.


 

دیوار دژ، چند کنگره و ترکش و دژ دیده‌بانی دارد و برای تنگه و دیواره محافظ خوبی است.

 

ارتفاع دیوار دژ از بلندترین نقطه 5.14 متر است و چهار اتاق و تنها یک در ورودی از ضلع شمالی دارد.

 

از پشت بام دژ ۱۷ پله از کوه کنده شده که به انتهای جنوبی دیوار شرق و محل دیده‌بانی منتهی می‌شود.

 

این دریچه دیده‌بانی دایره‌ای شکل است و از آنجا معبر و تنگه بخوبی قابل مشاهده‌ است.

 

مصالح اصلی دژ قلوه سنگ و گچ است که در انتهای دیواره‌ی دژ( به قطر 35.1 سانتی‌متر) با اندودی از گچ پوشیده شده‌ است.

 

این اثر که در تاریخ 17اسفند 1381، به شماره 7976 در ردیف آثار ملی به ثبت رسیده است.


برچسب‌ها: میراث, دره شهر, تاریخ لک
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم فروردین 1393 توسط تاویر




به گزارش سیمره خبر ،مورخان در مطالعه تاریخ کهن شهرستان دره شهر، این شهرستان را اولین شهر دوران ساسانیان نامیده اند و این شهرستان با آثار تاریخی متعدد مانند ماداکتو، آتشکده های تاریخی متعدد، پل گاومیشان و آثار تاریخی دیگر یکی از شهرهای قدیمی و تاریخی کشور محسوب می شود.

 
یکی از آثار تاریخی این شهرستان که همیشه در این شهرستان و کشور بیشتر مورد توجه بوده است و دارای ویژگیهای خاص پل سازی در دوران تاریخی کشور است "پل تاریخی گاومیشان" است که در این شهرستان است و بخشی از تاریخ و قدمت این شهرستان بر روی این پل نمایان شده است.
 
پل تاریخی و زیبای گاومیشان که بقای آن متعلق به دوران ساسانی است بر روی رودخانه "سیمره" پس از تلاقی با رودخانه کشکان ساخته شده است و بر اساس نظریات مختلف وجه تسمیه نام این پل بر گرفته از "گومیشه" یعنی محل پرورش گاو است.
 
اما بعضی از مورخان تاریخ مانند "سراورل استین" نام این پل را "گاماسا" می دانند ("گاماسا" از دو کلمه"گا" یعنی گاو و "ماس" به معنی ماهی تشکیل شده است.)
 
قوس های جناقی آجری و سایر تعمیرات سنگی و نمای فعلی پل بیانگر مرمت این پل در دوران بعد به خصوص دوران اتابک لر کوچک است.
 
پل تاریخی گاومیشان از پنج چشمه بزرگ تشکیل شده است که در حال حاضر فقط یکی از این چشمه ها سالم است و ارتباط چشمه ها با مسیر حرکت آب و طغیان آن محرز است.
 
 

این پل بسیار فنی و پیچیده ساخته شده است به طوری که رقیبی جدی برای پلهای مهم بشمار می رود.
 
پایه ها و تکیه گاههای اصلی پل مدور و قطور است و مصالح آن از سنگهای مکعبی بزرگ و تراشیده در ابعاد مساوی است که به صورت  "رگ چین" به روی هم چیده شده اند و پایه اصلی پل را به وجود آورده است.
 
داخل پایه ها نیز از قلوه سنگ و ملاط گچ پر شده و مصالح پل سنگ و ملاط گچ و در سقف تاقها از آجر است که همگی در پیچیدگی این پل نقش دارند.
 
تاقهای جناغی، دالانها و راهروها همگی از آجرهایی به ابعاد 20 در 25 سانتی متر ساخته شده است و نمای این پل تاقچه های مسدود و باز و موج شکن هایی دارد که به وسیله راهروها با چند پل به هم متصل می شوند که این نیز حتی در دوران کنونی بسیار مهندسی شده به نظر می رسد.
 

 
وجود پله ها در میان دالان ستون میانی، بیانگر این امر است که این پل فقط یک پل ارتباطی نبوده بلکه راهروهای داخل و پلکان نشان از این دارد که کاروانها از این پل به عنوان سرپناه به هنگام عبور استفاده می کردند و چه بسا شبها که در دل این دالانها کاروانیان به صبح رسانده اند.
یکی از مورخان تاریخ بنام سرهنری راولینسون در سفرنامه خود درباره این پل می نویسد: "پلی که هم اکنون بر روی سیمره  (دره شهر فعلی) قرار دارد یکی از بهترین پلهای ایران است که حسین خان بزرگ (والی بزرگ و معروف ایلام و لرستان) به سال 1008 هجری قمری این پل را تعمیر کرده است".
به اعتقاد مورخان این پل در سال 1334 هجری قمری بر اثر زلزله از بین رفته است.
 پل تاریخی گاومیشان در سال 1377 به شماره 2222 توسط سازمان میراث فرهنگی کشور در آثار ملی کشور ثبت شده است.

برچسب‌ها: میراث, دره شهر, تاریخ لک
نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم فروردین 1393 توسط تاویر


                                                    

فرشه لکستان گاه گداری برخی از پیامهای خوانندگانش را که حاوی مطالب مفید و ارزشمند می باشند جهت مطالعه همه خوانندگان بصورت پست جدید در وبلاگ ارایه می نماید

این پیام نیز از آنگونه پیامهای ذکر شده می باشد


                         نکو مرد کوهدشتی

ئه شه ر ایمه پیا نیکی هس گه لطیف نومه سی

حاجی لطیف ناصری پیا دوله منیکه ئه بازرگونی و مالاونی فره پیش چیه حاجی لطیف ئژ تیره آینه ن(آدینه وند) _یکی ئه تیره ل کلنگ تریان (کوهدشت)_ ماو

حاجی لطیف چنی چن ساله ئه ی کویه شت چیه سه ریا ، اما هر های هول شه ر و دیار وژه یره

ای پیا نیکه کاره ل فری ارا مردم وژه مه کی مدرسه مسازی ،کمک آیمه نداره مه کی ، تا وره ای دس باتی کوتای نمه کی

مردم تریون فره دوسه مگرنی وه دسه مگرنه ر خدا تا راس کار باتی

یکی ئه کاره لی دبیرستان کلنگی که وه اسم دای نوم نیکی مرحوم صدیقه غضنفری ساختیه سی گه یه کی ئه کلنگ ترین مدارس کویشته

حاجی لطیف ایمسالیش بین دانش اموزل کویشتی پویل و پرتال به را کردی

حاجی لطیف یه کی ئه دوله منه ل نومیه گه ئه کشور امارات سرمایه دیری رستورانه ل زنجیره ای صدف گه ئه چن شه ر امارات کاره مکن هن حاجی لطیفن

دولت امارات ئه ی سال 2001 تا 2004 وه خاطر کار دریسی و کیفیت کاریا ئه  حاجی لطیف قدر زونی کردیه سی

خدا ای جور هوم ولاتیه لی ای ایمه نسینی و هر اوزلون کی


برگردان:

در شهر ما نیک مردی بنام حاج لطیف ناصری وجود دارد

حاجی لطیف مرد سرمایه داری است که در اقتصاد و مال و اموال موفق بوده است وی از تیره ی آدینه وند_یکی از تیره های بزرگ کوهدشت_ طرهان می باشد

حاجی لطیف مدتهاست که کوهدشت را ترک کرده اما همواره به فکر شهر و دیار خود بوده است این نیک مرد کارهای بسیاری را برای مردم دیارش انجام داده از جمله مدرسه سازی ،کمک به مردم و  تا آنجا که از دستش برآید هیچ دریغ نمی نماید

مردم کوهدشت وی را بسیار دوست می دارند و به درگاه خدا برای موفقیتش دعا می کنند

از کارهایش احداث دبیرستان بزرگی است که به نام مادر نیک نامش مرحوم صدیقه ی غضنفری نامگذاری شده است و از بزرگترین مدارس کوهدشت می باشد

حاج لطیف امسال به دانش آموزان نیازمند کوهدشت هدایای نقدی و پوشاکی ارائه داد

حاج لطیف از سرمایه داران نامدار ساکن کشور امارات است از جمله دارایی هایش رستورانهای زنجیره ای صدف در چندین شهر امارات می باشد

resturan sadaf dubai

دولت امارات در سالهای 2001 تا 2004 به خاطر کیفیت بالای کاری این رستورانهای از حاج لطیف قدر دانی به عمل اورده است

 خدا هم تبارهایی همچون حاج لطیف را برای ما حفظ کند و او را سربلند نماید


برچسب‌ها: کوهدشت
نوشته شده در تاريخ شنبه دوم فروردین 1393 توسط تاویر

منبع:وبلاگ از این اوستا

ما کجا ایستاده ایم؟

دولتِ فرانسه در سال 1983 میلادی، پس از 10 سال تلاش، توانست یک بازآفرینی ِ دقیق از غار تاریخی ِ «لاسکو» و نقاشی-هایش، آن هم درست در فاصله ی 200 متریِ غار ِ لاسکوی ِ حقیقی انجام داده، و توریستها و بازدیدکنندگان را بدانجا هدایت کند.


پس از بسته شدن به رویِ عموم، فقط محققین اجازه دارند از غار لاسکویِ حقیقی بازدید نمایند.
مأخذ عکس: نشنال جئوگرافیک


غار لاسکو به واسطه-ی نقاشی-های پیش از تاریخ-اش، که قدمت آن را 15000 سال پیش از میلاد برآورد کرده اند، در عالم هنر مشهور است. ولی شمار زیاد بازدیدکنندگان، و اثرات مخرب تنفس آنان (که باعثِ رشد باکتری-ها و کدر و محو شدنِ تدریجی ِ نقاشی ها شده بود)، سبب شد که در سال 1963، غار ِ اصلی به روی ِ بازدیدکنندگان بسته شود و فکر ِ یک کُپی و بازسازیِ دقیق از آن (حتی در شیوه و موادِ کار شده-ی نقاشی ها) شکل گیرد. هم اینگونه بود که با تلاشی تحسین-برانگیز، دو تالار اصلی آن را با 200 نقاشی، به طول 39 متر بازسازی و بازآفرینی نمودند؛ و البته دمایِ 55 درجه ی فارنهایت (13 درجه-ی سانتیگراد) غار اصلی را نیز در آن برقرار ساختند و «لاسکوی ِ دوّم»ش نامیدند!

لاسکویِ اصلی در سال 1979 میلادی، پس از انجام مرمت های اصولی، به ثبت آثار میراث جهانی رسید و برای همیشه به رویِ عموم بسته شد. امّا لاسکویِ دوّم، این تقلبِ نغز ِ فرانسوی در عصر ما، اکنون در برخی روزها، نزدیک به  2000  نفر بازدید کننده دارد که حاضرند برای دیدن-اش، نفری 7 یورو بپردازند؛ یعنی درآمدِ روزانه ای بیش از 33 میلیون تومان!


برچسب‌ها: میراث
نوشته شده در تاريخ شنبه دوم فروردین 1393 توسط تاویر


منبع نوشتار:وبلاگ سلطان احمد

فرشه لکستان/:

فرشه لکستان بدون اینکه مطالب این نوشتار را تایید یا رد کند تنها برای مطالعه ی خوانندگان عزیز ارائه می نماید

اگر از سلماس به سمت شرق در امتداد جاده سلماس-تبریز حرکت کنیم بعد از طی حدودا 19 کیلومتر به راه فرعی می رسیم که از جاده اصلی جدا شده و به سمت راست ادامه پیدا می کند راه فرعی از میان روستا حبشی و زمینهای کشاورزی عبور می کند با طی این راه به روستای سلطان احمد می رسیم.

 

آب و هوای روستا به علت وجود کوهستان نسبت به شهر سلماس دارای هوای سردتری می باشد و تابستان معتدل و خنک و زمستان سرد و برفی از مشخصات آن است.

 

روستای سلطان احمد در دهستان لکستان قرار داشته و بر اساس سلطان احمد، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در 19کیلومتر شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی ایران.این روستا در دهستان لکستان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۳۷۹نفر (۳۴۶ خانوار) بوده است. این روستا مرکز تولید مهمترین محولات کشاورزی می‌باشد ازجمله سیب، انگور، گردو، گیلاس، آلبالو، هلو، هلو انجیری این روستا قبل از اصلاحات ارضی زمان شاه مطلق به 'میرزا' جعفر محمودی می‌باشد.  محولات کشاورزی امروزی گندم، آفتابگردان، چغندرقند، ذرت، ...هستش و  کشاورزان به باغداری رو می اورند در آینده نچندان دور روستای سلطان احمد یکی از صادر کنند میوه در سلماس خواهد شد

 در شرق این روستا ,روستای قره قشلاق ,در غرب روستای قزلجه , در شمال روستای یالقوز آغاج و در جنوب کوه جا گرفته است.

 

 

مردم روستا به زبان تورکی آزربایجانی صحبت می کنند. دینشان اسلام و مذهبشان شیعه جعفری است. درآمد اکثر مردم روستا از طریق دامداری و کشاورزی است ,

 

دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی (1352 ه .ش سلماس) تاریخ نگار معاصر در مقاله پیشینه تاریخی شهر سلماس درباره مردم لکستان چنین می نویسد:

 

چنين به نظر مي رسد زماني كه جمعيت سلماس  رو به كاهش نهاد و آثار ضعف اقتصادي در چهره آذربايجان نمايان مي شد صفويه براي حفاظت از مرزهاي سلماس و افزايش جمعيت ، گروهي از مردمان ايل لك را به سلماس كوچانيد. لك ها خود را از تركان قشقايي مي دانند كه در زمان حمله مغول از آزربايجان به اطراف شيراز كوچيده اند.

 

تاريخ دقيق استقرار لك ها در سلماس معلوم نيست ولي با توجه به قراين و از جمله فهرست امراء دربار صفوي مي توان حدس زد كه استقرار طايفه لك در سلماس ، قبل از حكومت شاه عباس بوده است. گفتني است در فهرست ياد شده « ساروخان سلطان سلماسي مير جماعت لك سلماسي » قيد شده است كه جزو اويمآقات قيزيل باش نبوده ولي « در سلك امراء عظام انتظام يافته است.

 

امروزه لك هاي سلماسي در  آبادي هاي زير استقرار يافته اند:

 

يوشانلو ، كنگرلي ، سلطان احمد ، يالقيز آغاج ، صدقيان ،  قره قشلاق،حمزه كندي، قزلجه، حبشی  و آفتاخانا

 

با توجه به اينكه طايفه لك سلماس حالت كوچ نشيني داشتند مي توان حدس زد قره قشلاق محل استقرار زمستاني انها بوده است . ييلاق – قشلاق لك ها در سلماس تا انقلاب اسلامي ادامه داشت .

 

در اوايل سلطنت آقا محمد خان قاجار رياست لك هاي سلماس با سلطان احمد لك بود به نظر ميرسد نام روستاي سلطان احمد از نام رئيس ايل لك سلماس گرفته شده است .....

 

آنچه معلوم است اين است كه لك ها بر اساس سندي رسمي همزمان با حكومت شاه اسماعيل در نواحي سلماس سكونت داشته اند. گرچه ابوالقاسم طاهري ادعا كرده است كه لك ها را نادرشاه از جنوب به لكستان سلماس كوچ داد.  در عالم آراي عباسي كه در اواخر عصر شاه عباس تأليف شده در ذكر «امراي قبايل مختلف كه از اويمآقات قزلباش نيستند » از « ساروخان سلطان سلماسي مير جماعت لك سلماسي » نام مي برد. طبق اين فرمان هم در ربيع الثاني 1067 و سال بعد « عباسقلي خان سلماسي » امارت آن جماعت را دارد . سالها بعد در تذكره الملوك كه مقارن استيلاي افغانها تأليف شده و ضمن فهرست حكام از « حاكم سلطان لك سلماسي »ذكري شده است . از مجموع اينها بر مي آيد كه لك ها كه لااقل از اوايل قرن دهم همزمان با حكومت شاه اسماعيل در سلماس سكونت داشتند عليرغم جنگهاي فراوان عثماني – صفوي بر سر جاي خود باقي مانده اند . اما بعد از صفويه ديگر از انها به صورت واحد ايلي نامي نيست. معلوم مي شود كه اندك اندك زندگي ايلي رارها كرده ده نشين شده اند. حتي از اينكه اسكندربيگ انها را خارج از طوايف و ايلات آورده و در اين فرمان هم از انها به جماعت لك تعبير شده است مي توان استنباط كرد كه در همان قرون هم وضع ايلي و چادر نشيني نداشته اند گرچه تا حدود بيست سال قبل ييلاق وقشلاق گروهي ازدآمداران لك سلماس ادامه داشت.

 

در فرهنگ جغرافيايي ايران براساس مطالب گرد آوري شده از مسموعات و روايات موجود در عامه نوشته شده است كه اهالي اين منطقه از لكستان قفقاز كوچانده شده اند. با توجه به فرمان شاه عباس دوم مي بينيم كه يكي از جماعت لك سلماس و ظاهراً از رؤساي انها از ملازمان كپك سلطان بوده و از آن طرف گفتيم كه كپك سلطان سرداري نخجوان ارس را داشته و در آنجا كشته شده قرينه بسيار ضعيفي براي تأييد آن روايت محلي بدست مي آيد . گفتني است هيچگونه ارتباطي فرهنگى و تاريخى بجز تشابه نامی بين لك هاى آزربايجان و لكهاى لرستان ديده نمى شود.

 

بنابر اظهارات سالخوردگان , مبنی بر کوچیدن یا کوچانده شدن مردم روستا از شیراز و عشایر بودن مردم روستا در گذشته احتمال دارد که مردم این روستا از تیره لک طایفه عمله ایل بزرگ قشقایی باشند. لک یکی از طوائف ایل قشقائی است ، مرکب از 80 خانوار که در همراه عمله ساکن هستند.(لغت نامه دهخدا)

 

روستا نزد خود مردم عموما به سه قسمت آشاغی (پایین ده)،جوجعلی(وسط ده) و یوخاری (بالای ده) تقسیم می شود  قبرستان روستا , مسجد امام حسین مظلوم، بیمارستلن روستا سلطان احمد, گلخانه تازه تاسیس، تمام مدارس ابتدایی تا راهنمایی, مهد کودک و اکثر مغازه جات در قسمت بالا ده قرار دارند علاوه بر آن مسجد ابوالفضل و نانوایی چندتا مغازه،پایین ده و وسط ده چند مغازه تعمیرکاری و  مسجد جامع است همه معابر اصلی روستا آسفالت می باشد و تمام منازل از لوله کشی آب و گازو نعمت برق و تلفن برخوردارند.

 

مردم سلطان احمد به شجاعت و ایستادگی مشهور می باشند دفاع و مقاومت مردم این روستا دربرابر هجوم کردهای تحت امر سیمیتقو مصداق این ادعاست.

 

در آذرماه ۱۲۹۸ این روستا مورد هجوم کردهای تحت امر سیمیتقو گرفت ,فرماندهی. ولی به علت کمک نکردن رژیم پهلوی باعث شد که نزدیک به 3500  نفر انسان بی گناه در جنگ لکستان کشته شوند ,این خاطره تلخ را هنوز سالخوردگان روستا از یاد نبرده اند.

 

شهید مسعود دیوان فرمانده نیروهای لکستان در جنگ لکستان, نیمتاج سلماسی (دختر مسعود دیوان) نخستین شاعره ای که شعرهایی با مضامین سیاسی و اجتماعی سرود و تیمور لکستانی(فرزند مسعود دیوان) پدر برق ایران واز بنیانگذاران دانشگاه صنعت شریف تهران است.

 

این روستا علاوه بر اینکه یکی از بزرگترین و مهمترین روستاهای شهر سلماس است جاهای دیدنی و زیبایی برای دیدن دارد , مزار مسعود دیوان و طبیعت زیبای روستا از جاهای دیدنی این روستا است, طبیعت زیبای روستا هر سال در روز طبیعت علاوه براهالی خود ده  میزبان مهمانانی از شهر و روستاهای اطراف است

 

فرهنگ و آداب و رسوم مردم سلطان احمد همانند فرهنگ و آداب عمومی شهر سلماس است آداب و رسوم مربوط به عروسی کردن,عزاداری, افسانه های ملی , آتالار سوز,بایاتی لار , فولکلور و قوشماها همگی از پویایی خاص برخوردار بوده و در زندگی روزمره مردم روستا نقش فراوانی دارد.


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم فروردین 1393 توسط تاویر

منبع: روزنامه ی جام جم

امروزه هم برخی از این آداب و رسوم و باورها در میان برخی از طوایف و روستاها و حتی شهر‌های لک‌نشین به قوت خود باقی است؛ چراکه مفاهیمی چون بهار و نوروز و رویش، با روح و روان لک‌ها که از اصیل‌‌ترین طوایف ایرانی هستند، سرشته و عجین است.



چند دور دیگر که زمین گرد خودش بچرخد، سال تحویل می‌شود و این یعنی زمین یک دور کامل دور خورشید چرخیده و 365 روز گذشته است. برای ما ایرانی‌ها، سال نو با بهار آغاز می‌شود، همراه با سبز شدن طبیعت روزها نو می‌شود تا سبزه‌ها قد بکشند و آغاز یک جشن کهن را زیباتر کنند، در این صفحات کوشیده‌ایم، برخی از آیین‌ها، رسم و رسومات نواحی مختلف ایران را معرفی کنیم، آیین‌هایی که هنوز هم زیبا هستند.تردیدی نیست گردآوری تمامی آیین‌ها و رسوم مربوط به بزرگترین جشن ملی ایرانیان، همان اندازه غیرممکن است که سر زدن به تمامی دوستان و آشنایان در این روزها. با این حال تا جایی که امکان باشد با چنین آیین‌هایی به شما سر می‌زنیم و عید را تبریک می‌گوییم؛ باشد که هر روزتان نوروز باشد.

ضامن درختان شدن‌

در غروب چهارشنبه‌سوری در گیلان، مردم پس از پریدن از آتش، درختان کم‌بر و بی‌بار را می‌ترسانند و تهدید می‌کنند که این نوع تنبه و گوش‌کشی به ضامن‌داری معروف است. یکی از افراد خانواده، داس یا تبری برمی‌دارد و به سوی درخت می‌رود و به طور نمایشی ضربه‌ای به آن می‌زند به این عنوان که قصد دارد آن را بیندازد. در این هنگام یکی دیگر از افراد خانواده یا آشنایان مانع و ضامن می‌شود که درخت در سال آینده میوه بیاورد.

میرنوروزی در خراسان و کردستان‌

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی‌

که بیش از پنج روزی نیست حکم میرنوروزی (حافظ)

میرنوروزی و حکومت مسخره او در ایران سابقه تاریخی دارد. پیش از اسلام چند روز مانده به نوروز، دسته‌ای از مردم جمع می‌شدند و جوانی ورزیده را به عنوان میرنوروزی یا امیر نوروز انتخاب و لباس پر زرق و برقی تن او می‌کردند و سوار الاغ یا شتر یا اسب با طبل و ساز و کرنا، به همراهش به راه می‌افتادند.این افراد تا سیزده‌به‌در در شهرها و روستاها می‌چرخند و بازی می‌کنند. عده‌ای سر حیوانات روی چوب‌ها دارند و نشان پیروزی میرنوروزی در جنگ‌ها و کشتن دشمنان است.

در عین حال امیر نوروز در این روزها هرچه دستور می‌داد، فورا اجرا می‌شد. بیشتر او کارهای مسخره و بی‌معنی می‌خواست که باعث خنده دیگران می‌شد.

میرنوروزی هنگام رسیدن به منزل ثروتمندان طنابی به داخل می‌فرستاد و صاحبخانه هم هدیه را به طناب می‌بست و بیرون می‌فرستاد.

بعضی وقت‌ها هم فرستادن طناب به منازل، برای گرفتن فال طناب بود. در برخی از مناطق ایران هم دختران دم‌بخت اگر حاجتی داشتند، در اتاقی یا آب انبار منزلی پنهان می‌شدند و گره‌ای به لباس خود می‌زدند. مادر دختر از خانه بیرون آمده و از همراهان میرنوروزی، کودک نابالغی را به داخل منزل می‌برد تا گره لباس دختر را باز کند و بخت دختر باز شود. برخی معتقدند حاجی فیروز، بازمانده رسم میرنوروزی است.

آهو چره‌

یکی از نمایش‌های نوروزی در گیلان «آهوچره» نام دارد. در این بازی که 3 نفری اجرا می‌شد، آهوگردان، شعرخوان و توبره‌کش نقش بازی می‌کردند. گروه با گرداندن کله آهو که برایش چشم گذاشته و با سبزه و گل آن را تزیین کرده بودند، شعر می‌خواندند. این گروه کوچه به کوچه می‌گشتند و این بازی را اجرا می‌کردند. شعرخوان می‌گفت: آهو چره، آهو چره، ببین چقد خوب می‌چره/  می آهو از باغ آمده، چریده و چاق آمده/  می آهو مرغانه خوره، صد تا به کمتر نخوره‌ وقتی شعر تمام می‌شد، آهو از حال می‌رفت و شعرخوان به صاحبخانه می‌گفت اگر تخم‌مرغ یا چیز دیگری نگیرد، سر حال نمی‌آید. و به این وسیله گروه، عیدی خود را می‌گرفتند.

زیبای نوروزی در سیستان و بلوچستان‌

آنها که در آبادی‌های کنار رود هیرمند سکونت دارند،‌ در شب عید نوروز، ‌دختر زیبایی را بر شتر آذین‌بندی شده سوار می‌کنند و به کنار رود هیرمند می‌روند. در آنجا گروه مردان و زنان از هم جدا می‌شوند. مردان دور از اجتماع زنان و دختران به کناری می‌روند و به شادی می‌پردازند. زنان، دختر زیبا را که «اوشیدر»‌ نام نهاده‌اند، برهنه کرده و داخل آب می‌اندازند و تا نیمه شب به رقص و نشاط می‌پردازند و آنگاه دختر را با همان آیین به خانه برمی‌گردانند.

حنا زدن و حنا بستن در میان لک‌ها

لک‌ها با تحویل سال نو آرزو می‌کردند فردی پاک و نورانی یا بچه‌ای معصوم، نخستین فردی باشد که به خانه آنان بیاید و به همین خاطر بخشی از حوادث سال بعد و بهره‌مندی از خیر و خوشی یا غم و اندوه را از چشم او می‌دیدند. از دیگر آداب و رسوم نوروزی لک‌ها، آشتی دادن آشنایانی است که در سال کهنه بین آنها کینه و کدورت و دشمنی ایجاد شده بود. لک‌ها به احترام همدیگر چنانچه کسی بستگان خود را تازه از دست داده بود، سعی می‌کردند که مراسم عید را بی‌سر و صدا در خانه خود برپا کنند و از دید و بازدید بپرهیزند و با رفتن به در خانه عزادار، با ذکر فاتحه با وی همدردی می‌کردند.

حنا زدن به کف دست دختران و زنان و حنا بستن کاکل قوچ گله و پختن آش (برنج پلویی) یا در صورت وسع سر بریدن مرغ، خروس و گوسفند و تهیه (آش وگوشت) از دیگر آداب و رسومی است که از گذشته در مناطق لک‌نشین به آن عمل می‌کرده‌اند. امروزه هم برخی از این آداب و رسوم و باورها در میان برخی از طوایف و روستاها و حتی شهر‌های لک‌نشین به قوت خود باقی است؛ چراکه مفاهیمی چون بهار و نوروز و رویش، با روح و روان لک‌ها که از اصیل‌‌ترین طوایف ایرانی هستند، سرشته و عجین است.

ماه عید در ایل قره پاپاق‌

در ایل قره پاپاق، از شهرستان نقده، واقع در آذربایجان غربی، به عید نوروز سراسر اسفند را ماه عید می‌نامند. آنها ماه اسفند را به 4 چهارشنبه بخش می‌کنند و در نخستین چهارشنبه معروف به «دروغگو»، جوانان بر جایی بلند، مانند پشت‌بام‌ها و تپه‌ها، آتش می‌افروزند و در خلال برنامه تیراندازی و نشانه‌گیری تفریحی می‌کنند. دومین چهارشنبه را «راستگو» و سومین چهارشنبه را «سیاه» می‌نامند و این روز را به یاد گذشتگان بر سر گور مردگان حاضر شده، پس از فاتحه‌خوانی به نیازمندان شیرینی می‌دهند. در چهارشنبه آخرین، یا در واقع جشن سوری، همگی با رخت نو و شادمانی به برافروزی آتش می‌پردازند.

سمنی (سمنو) بهبهانی‌ها خوردن دارد

زنان بهبهانی از دو سه هفته پیش از نوروز با کاشتن سبزه بر بدنه کوزه و قلیان و کاسه آماده رسیدن سال نو می‌شوند. آنها با استفاده از جوانه گندم سمنی می‌پزند و معتقدند پختن این غذا در واپسین ساعات سال کهنه و خوردن آن در اولین ساعات سال نو، تفالی به برکت و خوش‌یمنی سال پیش رو به حساب می‌آید.

تبدو و نوشیرین از دیگر نان‌ها و شیرینی‌هایی است که پختن آن به وسیله زنان بهبهانی در روزهای سال نو مرسوم است.

آفتاب به حوت (از زبان سمنانی‌ها)

ابراهیم همتی از سمنان نوشته است، سمنانی‌ها با خواندن این شعرها به استقبال خانه‌تکانی پیش از سال نو می‌روند:

افتو به حوتی موسمه/ خوت دوکتین جین جینکی/ یا کو کندم چی دکت بی خریجی، جیل جیلکی/ وقتی کوته چش گنن پر داره میلکی، پینکی/ مله ویزون گوشه خیزه، آخوره واموندکی/ ای رو په وه بدی یت کرسیه نسینی یه/ پیشینی افته کشه کشک او ته تن بسینه/ تو دست بلکه تیکه، که سیه چالا جمه که/ گو کدوی فلیته رنج و اتاقی دی دمه که/ کیه پاکی درین و فرشی هیشون تا وا دره/ اتاق و پستو، مطبق، دولا و رف و تابره.

ترجمه به فارسی: آفتاب، آفتاب موسم ماه حوت است/ در آب‌انبار خانه، حشرات آبی دیده شده‌اند/ در میان گندم، حشرات غله دیده شده است/ مورچه‌های پردار، سر و کله‌شان پیدا شده/ در اینجا آنجا هزارپاها و خرخاکی و... پرسه می‌زنند/ به نظرت می‌رسد که دیگر کرسی گرم لطفی ندارد/ به نظرت می‌رسد که خوردن آب کشک در سینه آفتاب ظهر مزه می‌دهد/ وقتش است که سوراخ سمبه‌ها را بپوشانی و کرسی را/ چراغ گوگردسوز را روشن کن و اتاق را پردود کن/ همه خانه را بتکان و فرش‌ها را تا باد هست بتکان/ اتاق‌ها و پستوها و انباری‌ها و دولابچه‌ها و گنجه‌ها و تاقچه‌ها را.

یوسف علیخانی‌



نوشته شده در تاريخ جمعه یکم فروردین 1393 توسط تاویر

منبع:روزنامه شــرق

  • شماره 1636
  • چهارشنبه, 5 مهر 1391

خوانندگان ارجمند!

پس از مطالعه ی این نوشتار به این پرسش پاسخ دهید

حال که میرملاس از مشهورترین سنگ نگاره های جهان و در ردیف سنگ نگاره های لاسکوی فرانسه است چرا هیچ مسئول و سازمانی کوچکترین(روی واژه ی کوچکترین دقت بفرمایید) اقدام جهت حفاظت از این سنگ نگاره ها به عمل نیاورد؟ و این سنگ نگاره ها هم اکنون عملا از بین رفته اند


  • شرق: شاید روزگاری تلقی اینکه نخستین انسان‌ها، به واسطه نگاه هنرمندانه به طبیعت اقدام به ثبت دیوارنگاره‌هایی بر غارها و صخره‌های محل زندگی خود کرده باشند، دور از واقع‌نگری به حساب می‌آمد اما امروزه پژوهشگران و محققانی که در این خصوص فعالیت می‌کنند به یافته‌هایی رسیده‌اند که نه تنها ثابت می‌کند این دیوارنگاره‌ها نخستین ردپاهای طراحی و نقاشی در تاریخ بشر است بلکه برخی از هنرمندان غارهای پیش از تاریخ، از شیوه‌های کارتونی‌شکل برای القای حس تحرک به تصاویر خود روی دیوارهای غارها استفاده می‌کرده‌اند.
    غارها در فرانسه
    تا به امروز غارنگاره‌ها و صخره‌نگاره‌های فراوانی در اقصی‌نقاط جهان کشف شده‌اند که نمونه‌های این نگاره‌ها در فرانسه، اسپانیا و ایران از شهرت بسزایی برخوردارند. یکی از مشهورترین این مجموعه نگاره‌ها در «لاسکو»ی فرانسه قرار دارد. لاسکو نام مجموعه‌ای از غارهای واقع در جنوب‌غربی فرانسه است که به دلیل وجود غارنگاره‌هایی در آن که به دوران پارینه‌سنگی می‌رسند، نامدار است. غارهای اصلی در نزدیکی روستای «مونتینیاک» در شهرستان «دوردون» قرار دارند. درون این غارها تعدادی از بهترین هنرهای دوره پارینه‌سنگی نوین وجود دارند. غار لاسکو در دوازدهم سپتامبر سال ۱۹۴۰ توسط چهار نوجوان کشف شد اما مجموعه غار در سال ۱۹۴۸ برای بازدید همگان گشوده شد. در ۱۹۵۵، دی‌اکسیدکربنی که توسط هزار و 200 بازدیدکننده در روز تولید می‌شد به وضوح باعث آسیب‌دیدن چندین نگاره شده بود و سرانجام غار در سال ۱۹۶۳ روی بازدیدکنندگان بسته شد تا آثار هنری آن بازسازی شوند. پس از آنکه غار بسته شد، نقاشی‌ها به شکل طبیعی و آغازین خود برگردانده شدند. مجموعه اتاق‌های درون این غار با نام‌های «سرسرای گاوها»، «گذرگاه»، «دودکش»، «سالن کلیسا»، «صومعه» و «اتاق گربه‌سانان» نامگذاری شده‌اند.
    ماجرای شگفت‌انگیز غارهای لاسکو تا به امروز ادامه داشته و حالا پس از 72 سال از کشف این مجموعه غارها، محققان دانشگاه «لو میریل تولوز» فرانسه پژوهشی جدید را در مورد هنرهای غار در فرانسه که در آن حیوانات از چندین اندام، سر و دم برخوردارند منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهد این نگاره‌ها در حقیقت نوعی تلاش اولیه برای انیمیشن بوده‌اند. این یافته‌های شگفت‌انگیز که توسط «مارک ازما» و «فلورنت ریوری» در مجله Antiquity منتشر شده است، بیان می‌کند هنگامی که به این تصاویر در زیر نور ناپایدار شعله‌های در حال سوسو نگاه می‌کنید، آنها به نظر شبیه حیوانات متحرک هستند. همچنین باورها بر این است که آثار ماقبل تاریخ که پیش از این تصور می‌شد به عنوان دکمه یا آویز مورد استفاده بوده‌اند، در حقیقت به عنوان توماتروپ (تصاویر دوطرفه چرخشی برای تبدیل تصویر به انیمیشن) طراحی شده‌اند.
    این محققان مدعی شده‌اند که انسان ماقبل تاریخ از آن زمان از ابداع سینما با ایجاد هنر با یک درک ابتدایی از اصل تداوم دید خبر داده است؛ اکنون و پس از 20سال پژوهش در مورد شیوه‌های انیمیشن عصر حجر، ‌53 نگاره را در 12 غار فرانسه شناسایی کرده که بر دو یا چند تصویر برای القای حس حرکت افزوده شده‌اند. این تصاویر به نمایش حیوانات در حال راه‌رفتن، دویدن، تکان دادن سر یا دم پرداخته‌اند. به گزارش دیسکاوری، غار Lascaux در جنوب غرب فرانسه از بیشترین تعداد نگاره‌های دارای حرکت با افزودن تصاویر متوالی برخوردار است. حدود 20 حیوان و بیشتر اسب‌ها از چندین اندام برخوردار هستند که در نور سوسوزننده مانند تاثیر انیمیشن عمل می‌کنند. این محققان از کشفی در مورد استفاده از صفحات حکاکی‌شده باستانی به عنوان «توماتروپ» که پیش از این تصور می‌شد در سال 1825 توسط «جان هرشل»، ستاره‌شناس ابداع شده، برای پشتیبانی از نظریه جالب خود استفاده کرده‌اند.
    توماتروپ‌ به معنی چرخ جادویی که یک اسباب محبوب در دوره ویکتوریایی بوده، در حقیقت صفحات یا کارت‌های دارای تصاویری در هر سوی آن بودند که به یک نخ متصل شده بودند. با چرخاندن این نخ میان انگشتان، دو تصویر با یکدیگر در یک تصویر انیمیشن ترکیب می‌شوند. برای کلمه انیمیشن هم تا به امروز معادل‌های فارسی، اعم از «جان‌بخشی» و «متحرک‌سازی» در نظر گرفته شده است. Animation از ریشه یونانی Anima به معنی «جان» گرفته شده که هم‌ریشه با «انف» و «انفیه» به معنای باد و نفس است. این خود مبنای اعتقادی در اندیشه باستان داشته است، چراکه آنان برای هر چیزی قایل به جان بودند و محمل آن را باد می‌دانستند. در این طرز تفکر، تمامی اشیا نیز جان داشته‌اند. در واقع، واژه «طبیعت بی‌جان» از قرن 18 میلادی به کار رفته است، پیش از آن، طبیعت را جاندار می‌دانستند. در تفکر عرفانی و ادبیات ایرانی نیز از کلماتی چون «جان و جهان» و «جانان» بهره فراوان گرفته شده است. در متون هند باستان، «آتما» به جان و روان تعبیر شده و نیرویی است که در نهاد و سرشت آدمی وجود دارد. جالب توجه است که آتما در تمامی عناصر و اشیا ساری است و روح اعظم یا منبع کلی آتما یا جان، در واقع همان چیزی است که در اشیا جریان دارد. در روایات قبایل استرالیایی و بدوی نیز مشابهاتی از این‌گونه یافت می‌شود. (زندی، کیارش، انیمیشن، تاریخچه و معانی آن، رشد آموزش هنر، شماره 2و3) تمایل به متحرک‌سازی و جان‌انگاری در مصنوعات بشری، در گام اول به تقلید ظاهر موجود زنده و در گام بعدی، به ایجاد قوای حرکتی و زندگی منجر شده است. شاید از نقش دیواره غارها، از گاوهایی که پاهای متعددی داشته‌اند تا حرکت را القا کنند بتوان چنین تصوری را کرد که این انتخاب‌ها آگاهانه بوده و به نوعی تمایل بشر بدوی را به ثبت تحرکی که در عیان می‌دیده بیان می‌داشته است.
    غارها در ایران
    از میان تمام غارهایی که در ایران تا به امروز شناخته شده، به واسطه داشتن نگاره‌های باستانی، غارهای «میرملاس» و «یافته» از اهمیت بالایی برخوردارند. این غارها که در منطقه لرستان قرار دارند رنگین‌نگاره‌هایی را در دل خود جای داده‌اند که حیرت جهانیان را به لحاظ داشتن تکنیک منحصربه‌فرد و البته قدمت طولانی به همراه داشته‌اند.
    در روایتی از کشف غار میرملاس که در کتاب «سرگذشت نقاشی در ایران» تالیف «پرویز براتی» آمده، می‌خوانیم«حضور یک خارجی برای ساکنان منطقه «میرملاس» و «همیان» تازگی داشت. تا زمانی که هنری‌فیلد پا به منطقه «میرملاس» نگذاشته بود، آنها هیچ بیگانه‌ای را از نزدیک ندیده بودند. شب بود که فیلد وارد روستا شد. مردان «میرملاس» حس غریبی نسبت به این مرد و کوله‌پشتی بزرگش داشتند، حس آمیخته به غیرت و کنجکاوی. ورود مردی بیگانه با ظاهری متفاوت به قلمروشان قابل تحمل نبود اما ظاهرا این مرد با دیگر مردان رهگذری که طی سال‌های گذشته، گذرشان به میرملاس افتاده بود، فرق داشت. در این سفر راهنمایی از اهالی «همیان»، با قاطری که روی آن مقداری تجهیزات و آذوقه بسته شده بود، فیلد را همراهی می‌کرد. این ماجرا مربوط به سال ۱۳۲۷ شمسی بود. فیلد به محض ورود به ده «میرملاس» از طریق راهنمایش سراغ کدخدا را گرفت. او از زمان ورودش به ایران فهمیده بود که کدخدایان در روستاها نقش رییس دهکده را برعهده دارند. گیو، کدخدای «میرملاس»، با احتیاط ولی با روی گشاده فیلد را به خانه خود دعوت کرد و در آنجا، از قصد این ایران‌شناس آمریکایی برای تحقیق روی نقاشی‌های غارهای «میرملاس» و «همیان» آگاه شد. صبح روز بعد، در حالی که هنوز سپیده نزده بود، فیلد به همراه گیو و راهنمایش، عازم غارهای «میرملاس» شدند و حوالی ظهر به غارها رسیدند. کشف چنین نقاشی‌هایی برای فیلد قابل تصور نبود. او در حالی که به فارسی دست و پا شکسته‌ای حرف می‌زد، رو به گیو کرد و گفت: «محشر... خیلی کوب هست اینها مستر گیو!... excellent.very good» گیو در حالی که هاج و واج مانده بود، به راهنمای فیلد گفت: «چه می‌گه‌ای به مو؟ مگه تا حالا غار ندیده؟!» راهنما به زبان محلی به گیو توضیح داد که این نقاشی‌ها چه‌قدر برای امثال فیلد جالب و مهم هستند. این کشف بعدها برخی از ابهام‌های مربوط به تاریخ پیدایش نقاشی در ایران را برطرف کرد. فیلد و دو همراهش در «میرملاس»، سراغ غارهای کونجی و همیان رفتند و برای اولین‌بار صحنه‌های رزم و شکار با تیر و کمان را دیدند. این غارها پر بودند از تصاویر حیواناتی چون اسب، گوزن، بزکوهی، سگ و... که روی سنگ‌ها و صخره‌ها اجرا شده بودند. بعدها منتقدان و تاریخ‌نگاران هنر، این آثار را از جمله قدیمی‌ترین آثار نقاشی در ایران به حساب آوردند.»
    جدای از غار «میرملاس» که در کوه «سرسرخن» و در فاصله حدود 30 کیلومتری شهر کوهدشت قرار دارد غارهای فراوان دیگری از جمله غارهای «گنجی»، «بتخانه» و «رومشکان» هم دارای نگاره‌هایی دیدنی هستند اما یکی از نادر غارهایی که ادعا می‌شود قدیمی‌ترین اثر هنری ساخت بشر با 40‌هزار سال قدمت در آن موجود است غار «یافته» در 25کیلومتری جنوب‌غربی خرم‌آباد است. محمد ناصری‌فرد متخصص نقوش صخره‌ای و نویسنده کتاب‌های «سنگ‌نگاره‌های ایران» و «موزه‌های صخره‌ای هنرهای سنگی» در گفت‌وگویی که پیش از این با «شرق» داشته گفته است: «سنگ‌نگاره‌های رنگین کشف‌شده در غار«یافته» در استان لرستان دست‌کم متعلق به 40‌هزار سال پیش است». وی همچنین اذعان داشته است: «پروفسور مارسل اُت (Perfessor Marcel Ot)، استاد پیش از تاریخ دانشگاه لیژ در بلژیک در بازدیدی که از این غار داشت و روی این آثار آزمایش کربن‌سنجی و سن‌سنجی انجام داد نیز با قاطعیت سن دقیق آنها را به 40‌هزار سال پیش مربوط دانسته است.»
    نتیجه:
    با توجه به یافته‌های اخیر محققان فرانسوی مبنی بر تلاش انسان اولیه در خصوص به دست دادن تصویری انیمیشن‌گونه با دیوارنگاره‌هایی که در غارهای لاسکوی فرانسه به دست آمده، باید دید محققان با بررسی غارنگاره‌های میرملاس و یافته، از زاویه دید جدید، آیا ردپای سینمای مدرن را در این آثار هنری بازمانده از پیشینیان ما هم خواهند یافت یا نه.


برچسب‌ها: میرملاس در روزنامه شرق, میراث, تاریخ لک, کوهدشت
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

پیچک